بررسی پیوندهای بینامتنی ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد و بوف کور

نویسندگان

1 دانش‌آموختة کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سنندج، سنندج، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سنندج، سنندج، ایران

doi
10.22126/rp.2019.1264
چکیده

بینامتنیّت یکی از اصطلاحات رایج در نظریه­های ادبی و زبان­شناسی معاصر است. بر اساس این رویکرد، هیچ متنی مستقل نیست؛ بلکه میان آن با متون پیشین و پسین خود رابطۀ بینامتنی وجود دارد. در پژوهش حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی و با بهره­گیری از رویکرد بینامتنیّت نوشته شده است، پیوندهای محتوایی دو اثر؛ یعنی بوف کور هدایت و شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد فرّخزاد بررسی و تحلیل شده است. نتایج این بررسی نشان می­دهد که میان دو اثر، پیوند بینامتنی از نوع ضمنی برقرار است. در این نوع رابطه، نشانه­هایی برای تشخیص روابط متنی وجود دارد که خواننده نسبت به متن اوّل (بوف کور) یعنی متنی که مورد استفاده قرار گرفته است، آگاهی دارد و متوجّه روابط بینامتنی می­شود. هدایت و فروغ از هنرمندانی هستند که شخصیت مستقل دارند و شعرشان از درونشان سرچشمه می­گیرد؛ این دو در آثارشان به بازتاب منِ شخصی خود پرداخته­اند که بر محور «مرگ­اندیشی» می­چرخد. هراس از زوال، بنیان فکری این دو هنرمند را به طرف اندوه مفرط و در نهایت پوچ­گرایی سوق داده است و همین سبب بیزاری از دنیا و انسان­ها شده است و درنهایت، هر دو هنرمند آرزوی دریچه­ای را دارند که از آن به دنیای ایده­آل خود و عشق اثیری برسند.