ساختار روایی دیدگاه و لحن در رمان همسایهها بر اساس نظریۀ ژرار ژنت
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل ایران
doi
10.22126/rp.1970.1161چکیده
زاویة دید و لحن در رمان همسایهها از احمد محمود رویکردی متنوّع دارد، اگر چه لحنِ غالب صمیمی و دوستانه است. ژرار ژنت روایتشناس مطرح ساختارگرا، طرح جامعی برای بررسی متون روایی پیشنهاد داده و سه وجه از سخنِ روایی؛ یعنی زمان، وجه (حالت) و لحن را در بررسی روایت مطرح کردهاست. این جستار چگونگی شگردهای فراخوان دو عنصر دیدگاه و لحن را در رمان همسایهها براساس نظریۀ ژرار ژنت با روشی تطبیقی- تحلیلی بررسی و رویکردهای روایی نویسنده را برای فراخوان دو عنصر دیدگاه و لحن تحلیل و تبیین کردهاست، بنابراین، دستاورد پژوهش نشان میدهد که عنصر دیدگاه در این رمان تحت تأثیر کانونهای گوناگون روایت شکل گرفتهاست و کانون روایت در این رمان، ترکیبی از سه نوعِ بدون شعاع کانونی، شعاع کانونی درونی و شعاع کانونی بیرونی است. لحنِ روایت نیز در خدمت جهتگیری بیان راوی در برابر شخصیتهای رمان و جهتگیری شخصیتها در برابر هم است که نویسنده از این منظر، لحنهای متفاوت، امّا متناسب با فضای رمان و موضع شخصیتها آفریدهاست. همچنین رمان همسایهها از منظر لحن روایی در بُعد مکانی، روایتی درونداستانی است و هر سه نوع روایت پسازمانی، پیشازمانی و همزمانی را در بُعد زمانی دارد.