درنگی در پیرنگِ نبرد یازده‌رخ در شاهنامۀ فردوسی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تربت حیدریّه، خراسان رضوی، ایران

2 استادیارگروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تربت حیدریّه، خراسان رضوی، ایران

3 استادیارگروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تربت حیدریّه، خراسان رضوی، ایران

4 استادیارگروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تربت حیدریّه، خراسان رضوی، ایران

doi
10.22126/rp.1970.1162
چکیده

پیرنگ از عناصر مهم داستانی است. در یک داستان، اجزایی چون شخصیّت و حادثه در پیوند با یکدیگر و با رابطۀ علّی و معلولی بر اساس طرح و نقشه­ای مرتّب شده و پیرنگ داستان را پدید آورده­اند. داستان نبرد یازده­رخ شاهنامۀ فردوسی علی­رغم برخورداری از شیوه­ها و تکنیک­های داستان­پردازی به ویژه ساختار پیرنگی خاص در مقایسه با داستان­های مشابه شاهنامه کمتر مورد توجّه پژوهشگران این حوزه بوده است و ضرورت تحقیقاتی از نوع اخیر را توجیه می­کند. این پژوهش ضمن نقل ابیاتی از داستان نبرد یازده­رخِ شاهنامۀ فردوسی در پی بررسی عوامل اصلی در زنجیرۀ علّی ومعلولی رخدادهای این داستان و هم­چنین طرح و نقشه­ای است که پیرنگ داستان نبرد یازده­رخ بر اساس آن به وجود آمده است. در این زمینه، با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از داده­های کتابخانه­ای پس از شناختی نسبی از مهم­ترین علل حوادث در داستان نبرد یازده­رخ طرح یا الگوی پیرنگِ این داستان از دو جنبۀ الگوی ادبیّات کلاسیک فارسی و الگوی ادبیّات نوین داستانی بررسی و تحلیل شده­است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می­دهد که در ساختار پیرنگ داستان نبرد یازده­رخ؛ تقدیرگرایی و کین­خواهی، دو عامل اصلیِ رخدادهای این داستان هستند و از جنبۀ الگوی ادبیّات کلاسیک فارسی سنخ یا تیپ و از جنبۀ الگوی ادبیّات نوین داستانی عناصر طرح در ساختار پیرنگ این داستان نقش مهمّی دارند.