تحلیل محتوا و فرم داستان به کی سلام کنم با رویکرد جامعه شناختی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهرکرد

2 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهرکرد

doi
10.22126/rp.1970.1076
چکیده

هر اثر ادبی بازتابندة مسائل اجتماعی و تصویری از جامعة عصر نویسنده است. شناخت این مسائل در آثار ادبی بر پایة جامعه‌شناسی قابل دریافت است. جامعه‌شناسی ادبیات، اثر ادبی را پدیده‌ای اجتماعی می‌داند زیرا ساختار جهان اثر ادبی بازتاب واقعیت‌های اجتماعی یا بیان نمادین آن­ها است. پژوهش حاضر با توجّه به نظریات جامعه‌شناسی، به‌ویژه نظریات گلدمن به تحلیل داستان به کی سلام کنم دانشور پرداخته و آن را در حوزة فرم و محتوا مورد بررسی قرارداده­است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد؛ دانشور نویسنده‌ای واقعگرا و آشنا به مسائل پیرامون خود و اجتماع است. او با محوریت قرار دادن زن، وضعیت و حقوق نادیده گرفته­شدة او را نشان­می‌دهد و نسبت به آن انتقاد دارد. همچنین دین‌داری ظاهری، تبعیض طبقاتی و فقر را مورد نقد قرارمی‌دهد. یأس، خرافه‌گرایی و مردستیزی از دیگر مسائل مطرح­شده در این داستان است که جنبه‌های روان­شناسانة داستان را بیان­می‌کند. در حوزة فرم نیز به عناصر مهمی از داستان اشاره­شده­است که در راستای محتوا به کارگرفته­شده‌اند. انتخاب عنوان و شروع مناسب از شگردهای داستان‌پردازی دانشور است. شخصیّت‌ها نیز در این داستان واقعی و باورپذیر ساخته و پرداخته­شده‌اند و شخصیّت‌پردازی در جهت موضوع داستان شکل گرفته‌است. واکاوی روایتِ راویِ درون داستانی و راویِ برون داستانی، نشان می‌دهد؛ نویسنده از روایت جهت ارائة ساختار حاکم بر جامعه استفاده کرده­است. همچنین نویسنده با استفاده از لحن زنانه، مهارت در فضاسازی داستان، فضای استبدادی عصر خود را نشان داده­است.