بررسی جنبههای افتراق و اشتراک در نقاشی خیالینگاری و داستانهای مصور دنبالهدار
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشکده هنر دانشگاه شاهد، شهر تهران، استان تهران
2 کارشناس ارشد تصویر سازی دانشکده هنر دانشگاه شاهد ، شهر تهران ، استان تهران
doi
10.22070/negareh.2015.208چکیده
شباهتهای ساختاری در بیانگری تصویری دو شیوۀ هنری نقاشی خیالینگاری و هنرـصنعت داستانهای مصور دنبالهدار بهعنوان شاخه ای جدید و نوپا در جهان معاصر بسیار حائز اهمیت و قابل توجه است. ارائۀ شیوههای روایی در قالب داستانهای متنوع و بهجهت نمایش و ارائۀ موضوع در هر دو حوزه یکی مینماید، اما کارکردهای ساختاری و محتوایی دو گونۀ روایی، بهدلیل ویژگیهای فرهنگی متفاوت، دارای بیان و تاثیرات کاملاً متفاوتی هستند. در داستانهای مصور دنبالهدار ارزش مبادلات فکری و تنوعبخشی بدان بهجهت جریاندهی فرهنگی و سیاسی به جوامع از اهم موضوعات و اشکال شناخته میشود، در حالی که این امر در میان نقاشیهای خیالینگاری بدون دخل و تصرف در افکار و اعتقادات و تنها در یاری رساندن به مخاطب برای فهم و درک موضوع و نیز تجسم واقعه و داستان کاربرد یافته است. نتیجۀ حاصل از این تحقیق نشان میدهد که تفاوتها و اشتراکات ساختاری هرکدام از حوزهها وابسته به جهانبینی و فرهنگ هنرمندان هر حوزه است. در حوزۀ نقاشی خیالینگاری اعتقادات و مرزهای شمایلنگاری و مذهبی و باورها و سنت شاکلۀ اصلی سازندۀ تصاویر است و در دیگر سو داستان مصور که با موضوعات اینجهانی از حیث عدم تفکر معنوی و تنها با کارکردهای بروز و مادیگرایانه در قالب داستانهای «پندار واقعگرایی» تولید شدهاند. از این رو، مقایسۀ کارکردهای دو حوزه در شناخت رابطه دیداری آنها در مواجهه با مخاطب و جامعه با ذکر موارد بهصورت مجزا مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. در این مقاله، روش تحقیق بهصورت توصیفی تحلیلی بوده و روش جمعآوری اطلاعات کتابخانهای است.