روشهای تجربی دیالکتیکی پیر زیما و نقد جامعهشناختی همراه آهنگهای بابام
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه پیام نور
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، رشتة ادبیّات کودک و نوجوان، دانشگاه پیام نور
doi
چکیده
متن داستانی، انباشت واقعیت و خیال است. آفرینشگر متن ادبی هم تجربههای زیستی بیرونی و درونی را در ساختار ادبی ساده یا پیچیدهای هماهنگ میکند که ترکیبی از واژگان و عناصر داستانی باشد. درک و شناخت درست از داستان نیز در گرو شناخت شکلهای آگاهی است که با ساختار متن و معنای آن گره خورده است. یکی از نظریههای ادبی برجسته در تجزیه و تحلیل آثار ادبی و هنری، نظریة جامعهشناسی و بهویژه جامعهشناسی مارکسیسم است که در فرآیند بررسی آن، مباحثی چون ایدئولوژی (هژمونی) اقتصاد و باور به زیرساخت بودن آن، طبقات اجتماعی، شیء شدگی انسان و از سوی دیگر، بتوارگی کالا و امثال آن مطرحاند. موضوعات جامعهشناختی ادبیّات یا همان اجتماعیات در ادبیّات و از جمله پرداختن به تأثیر و تأثّرات موضوعات ادبی و جامعهشناسی و زندگی طبقات فرودست جامعه و شیوههای زیست اجتماعی آنان، فرهنگ و عناصر فرهنگی از مضامین داستانی معاصرند که با آثار نویسندگان معاصر و از جمله علیاشرف درویشیان گره خوردهاند. در این مقالة توصیفی، اسنادی و مبتنی بر تجزیه و تحلیل تلاش شده است با رویکرد نقد اجتماعیِ متنِ پیر زیما و بهویژه روشهای تجربی و دیالکتیکی اجتماعی او، پیوند پیچیدة متن با زمینههای اجتماعی آفرینش و تکوین داستان «همراه آهنگهای بابام» علیاشرف درویشیان تحلیل و بررسی شود.