بررسی ساختار روایی در داستان شازده کوچولو از آنتوان دوسنت اگزوپری بر‌ مبنای نظریة ژرار ژنت

نویسندگان

1 کارشناس ارشد ادبیات کودک و نوجوان، دانشگاه پیام نور

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور یزد

doi
چکیده

آنتوان‎ دوسنت اگزوپری (1900-1944 .م) شازده کوچولو را در سال ( 1943 .م) منتشر ساخت. این داستان از حادثه‎ای واقعی مایه گرفته و شامل مجموعه یادداشت‎هایی است که سنت اگزوپری از تجربه‎ها و اندیشه‎های زندگی خود برجای گذارده است. روش پژوهش بر مبنای نظریۀ روایت­شناسی ژنت است. روایتِ داستانی عبارت از توالی رخدادها در بطن محور زمان است. در روایت‎شناسی، میان آنچه به‌ واقع اتّفاق افتاده (محتوای روایت) و چگونگی نقلِ آنچه اتّفاق افتاده (شکل روایت) تمایز حاکم است. راوی شخصیّت اصلی داستان است و طبق آرای ژنت، کیفیت روایت در دنیای داستانی همسان و به شیوة روایتی متن‌گیراست؛ زیرا مرکز جهت‌گیری بر شخصیّت - راوی متمرکز است. نوع روایت به شکل «هم‌روایتی» است. راوی دانای کل و آگاه به امور است که عنان داستان را در دست دارد. هر داستانی از طریق یک یا چند راوی بیان می‌شود که طبق آرای ژرار ژنت، راوی را می‌توان از لحاظ نوع روایت و نقل رویدادها در بطن زمان به‌صورت نظم و ترتیب، تداوم (استمرار) و بسامد (تکرّر) بررسی کرد. داستان شازده کوچولو نظم و ترتیب یا بُعد گسترة زمانی از حال به عقب و جلو، جنبة زیبایی‌شناختی و هنری دارد و رویداد نقّاشی‌کشیدن بیشترین بسامد را داراست و ثبات پویایی یا سرعت حرکت داستان، دارای شتاب مثبت و در بعضی قسمت‌ها شتاب منفی دارد. شخصیّت­های اصلی داستان، خلبان و شازده کوچولو هستند که رویدادها از زاویة دید اوّل شخص و زاویة دید راوی دیده می‌شود. داستان شازده کوچولو داستانی تمثیلی است که پیرنگ داستان از لایه‌های ژرف‌ساخت و رو‌ساخت تشکیل شده است.