بررسی روابط بین فرهنگ تحقیقاتی دانشگاه و خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی: نقش واسطه گری توانمندی نگارش علمی

نویسندگان

1 استادیار، گروه مدیریت و برنامه‌ریزی آموزشی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

2 استاد، گروه مدیریت و برنامه‌ریزی آموزشی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

3 استادیار، گروه مدیریت و برنامه‌ریزی آموزشی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

doi
10.22034/jiera.2020.171291.1801
چکیده

هدف کلی پژوهش بررسی نقش واسطه‌گری توانمندی نگارش علمی در روابط بین فرهنگ پژوهشی دانشگاه و خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی بود. روش پژوهش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 297 نفر از تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‏ای، انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس‏های سنجش فرهنگ پژوهشی دانشگاهی (کوکسال و رازی، 2011)، توانمندی نگارش علمی دانشجویان (پاینی، 2012) و احساس خودکارآمدی پژوهشی (صالحی و همکاران، 1391) بود که پس از محاسبه روایی و پایایی آن‌ها، بین نمونه توزیع و داده‏ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته‏ها نشان داد که فرهنگ پژوهشی دانشگاه تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندی نگارش علمی (001/0›p، 68/0=β) و خودکارآمدی پژوهشی (001/0›p، 22/0=β) دارد. همچنین توانمندی نگارش علمی نیز تأثیر مثبت و معناداری بر خودکارآمدی پژوهشی (001/0›p، 52/0=β) دارد. به‌علاوه، فرهنگ پژوهشی دانشگاه تأثیر غیرمستقیم مثبت و معناداری بر خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان (001/0›p، 35/0=β) دارد؛ بنابراین، تأثیر غیرمستقیم فرهنگ پژوهشی دانشگاه‌ها بر ایجاد احساس خودکارآمدی پژوهشی بیش از تأثیر مستقیم آنان است. چراکه، وجود فرهنگ پژوهشی می‏تواند بسترساز رشد مهارت‌ها و توانمندی‏های افراد در پژوهش و نگارش متون علاست و این عامل با تأثیری که بر نگرش افراد در زمینه قابلیت‏های خود می‏گذارد، احساس خودکارآمدی آنان را افزایش می‏دهد.