روایت‎شناسی داستان «بچه‎ مردم» جلال آل احمد

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی، دانشگاه علامه طباطبایی

doi
چکیده

روایت‎شناسی یکی از شیوه‎های تحلیل متن است که می‎تواند موجب رسیدن به معناهای نهفته در متن ‎شود. بررسی متون ادبی از این منظر درکی تازه‎تر برای خواننده پدید می‌آورد. ژرار ژنت نظریه‎پرداز فرانسوی با بهره‎گیری از نظریات دیگر روایت‌شناسان، نظریة تحلیل روایت خود را ارائه­کرد که مورد توجّه قرارگرفت. در پژوهش حاضر، داستان بچة مردم از جلال آل احمد از منظر روایت‎شناسی ژنت بررسی و تحلیل­ شده­ است. از مهم‎ترین نتایجی که بر اساس این بررسی به دست آمده، می‎توان به؛ نامعتبر بودن راوی اشاره­کرد. راوی در این داستان، ماجرا را آن­گونه که خود می‎خواهد بازگو می‎کند تا اندکی از عمق فاجعه بکاهد. موضوع دیگر چندصدایی بودن متن است. نویسنده با عدم همدلی با راوی و همچنین فراهم کردن امکان طرح نظریات مخالف، موجب تقویت چندصدایی در داستان شده­است. زمان و مکان نیز در این داستان به صورت کلی مطرح­شده­ و القاگر این مطلب که فاجعه پدیدآمده، قابل تکرار در تمامی زمان‎ها و مکان‎ها است. نویسنده با این شگرد، خواننده را به درنگ و اندیشه دربارة موضوع داستان وادار می‎کند.