گونه‌شناسی کاسه‌های سفالین سلطان‌آباد در عصر ایلخانی از طریق تحلیل و تطبیق فرم بدنه و تزیینات

نویسندگان

1 عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ هنرهای تجسمی دانشگاه هنر اصفهان، شهر اصفهان، استان اصفهان.

doi
چکیده

به سال 617 هجری، مغول‌ها در ادامۀ سلسله فتوحات خود به ایران رسیدند و خرابی‌های گسترده‌ای به بار آوردند. بسیاری از پایگاه‌های اصلی تولید سفال ایران ویران شد و هیچ‌گاه شکوه گذشته را به دست نیاورد. در سال‌های پایانی این قرن تولید سفال‌های زیرلعابی در ایران فزونی یافت که تحت عنوان کلی سفال سلطان‌آباد (منطقه‌ای در اراک) شناخته شده‌اند. نمونۀ این تولیدات را در یافته‌های کاشان، کرمان، بجنورد و یا مراکز دیگری می‌توان سراغ گرفت که هنوز یافته‌های باستان‌شناسی نمی‌‌‌‌تواند پاسخ دقیقی به محل دقیق تولید آن بدهد. به نظر می‌رسد با تکیه بر عناصر فرمی بتوان رهیافتی در مطالعۀ این گونه‌ها ارائه داد. در این پژوهش سعی شده است ویژگی‌ها و شاخص‌های کاسه‌های زیرلعابی در مواردی همچون فرم بدنه، ساختار ترکیب‌بندی نقوش و تزیینات از طریق مقایسه و تطبیق آنها در نمونه‌های مختلف استخراج و تقسیم‌بندی شوند. این مقاله بر آن است تا به این پرسش‌ها پاسخ گوید: شاخص‌های اختصاصی کاسه‌های زیرلعابی سلطان‌آباد چیست؟ و چه وجوه مشخص فرمی در مشاهدۀ این گونه‌ها وجود دارد؟ این پژوهش بر پایۀ مطالعات کتابخانه‌ای شکل گرفته و به‌شیوۀ توصیفی تحلیلی انجام شده است. نتایج حاصل نشان می‌دهد فرم بدنه‌ها در دو حالت کلی مخروطی حجیم و شیپوری با تقلید از سلادون چین ساخته شده‌اند و نقوش که طیف متنوعی از گیاهی، حیوانی، انسانی، ترکیبی، هندسی و نوشتاری را شامل می‌شوند به سه صورت کلی منتشر، دایره‌ای و شعاعی در متن کاسه‌ها قرار گرفته‌اند؛ همچنین خاستگاه برخی از نقوش تداوم سنت تصویری ایران بوده که از گذشته‌های دور به یادگار مانده است و برخی دیگر تحت تأثیر فرهنگ تصویری چین است.