پژوهشی پیرامون بنیان‌های معنایی قاب در هنر ایران قبل از اسلام

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تهران، شهر تهران، استان تهران

2 استاد یار دانشکده هنر دانشگاه شهر تهران، استان تهران

3 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر، دانشگاه شاهد، شهر تهران، استان تهران.

4 استادیار دانشکدۀ هنر، دانشگاه شاهد، شهر تهران، استان تهران.

5 استاد دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت‌مدرس، شهر تهران، استان تهران.

doi
چکیده

قاب، به‌عنوان عنصری تأثیرگذار در هنر ایرانی، در کهن‌ترین آثار به‌جای‌مانده از هنر ایران مجال بروز پیدا کرده و در دوره‌های بعد نیز با جلوه‌های متنوعی در هنر ایرانی تداوم داشته است. نقش قاب به‌عنوان عنصری معنوی در ایجاد حریمی امن و فضایی به‌دور از تعرض نیروهای مخرب، به‌واسطۀ پاسداری و حفظ احترام و تقدس نقش‌مایه‌ها، قابل‌توجه است. این مقاله در پی پاسخ به آن است که: بنیان‌های معنایی نهفته در قالب قاب در هنر ایران قبل از اسلام چیست؟ هدف از این پژوهش بررسی و شناسایی مؤلفه‌های اصلی بنیان‌های معنایی قاب در هنر ایران باستان است که علاوه بر وجود جنبۀ زیبایی‌شناسانه در قاب به آن مفهوم و کارکرد نیز بخشیده است. روش تحقیق بر اساس هدف بنیادی نظری و ازنظر ماهیت و روش توصیفی‌تحلیلی و شیوه گردآوری مطالب کتابخانه‌ای بوده است. یافته‌های تحقیق نشان‌دهنده آن است که نیاز به امنیت و حریم امن، در سایه پناه بردن به نیروهای خیر و محفوظ ماندن از آسیب نیروهای شر و اندیشه بازتولید پردیس‌های زمینی به‌مثابۀ مثالواره‌هایی از پردیس‌های آسمانی، می‌تواند به‌عنوان بنیان‌های معنایی قاب در هنر ایران قبل از اسلام مطرح گردد.