مطالعۀ سیر تحول نقشپردازی، اسلوب بافت و رنگآمیزی در دستبافتهای عرب چرپانلو
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشگاه تربیت مدرس، شهر تهران، استان تهران
2 استادیار و عضو هیئت علمی دانشکدۀ هنر، دانشگاه شاهد، شهر تهران، استان تهران
doi
چکیده
تیرۀ عشایری عرب چرپانلو، که از روزگار قدیم در قُنقُری و دهبید در منطقۀ فارس ییلاق داشته است و در یکصد سال اخیر بهسبب مجاورت با قشقاییها در سرحد چهاردانگه به طایفۀ ششبلوکی از ایل قشقایی پیوسته، دارای سنت فرشبافی منحصربهفردی است. این مقاله با استفاده از روش تحقیق توصیفیـتحلیلی و گردآوری اطلاعات ترکیبی، کتابخانهای و میدانی سیر تحول دستبافتهای عرب چرپانلو را مورد تدقیق قرار داده است و بر آن بوده تا طرح و نقش دورههای مختلف این دستبافتها را مطالعه کند. نتایج این جستار حاکی از آن بود که بافندگان عرب چرپانلو در دستبافتهای خویش، که همه به نقش اَشکالی است، شاهد چهار دورۀ بهنسبت متمایز بودهاند: 1. پیش از سدۀ دوازدهم هجری که در زیر لوای ایل عرب در قُنقُری گذران زندگی میکردهاند و سنتهای فرشبافی ایل عرب مانند گرۀ متقارن شمارۀ 1 و شیوۀ رنگآمیزی تیره اندر تیره را به تمام و کمال در بافتههای خویش به کار میبستهاند. 2. محدودۀ زمانی سدۀ دوازدهم تا نیمۀ سیزدهم هجری که تحت تأثیر همجواری با قشقاییها به استفاده از نقوش قشقاییتبار روی آوردهاند. 3. دورهۀ گذار در حدود نیمۀ سدۀ سیزدهم هجری که در آن زمان به ایل قشقایی پیوسته و این مهم تأثیرات متقابلی را در پی داشته است. مهمترین ویژگی این دوره افزایش ویژگیهای قشقاییتبار در میان بافندگان عرب چرپانلوست. 4. نود سال اخیر که دستبافتهای این دوره در این جستار به «چرپانلوـقشقایی» شناخته شده است و طی آن سنت فرشبافی جدیدی بر پایۀ اختلاط سنتهای کهنه و نو در بین بافندگان عرب چرپانلو شکل گرفته است.