بررسی ساختار روایی رمان پیکر فرهاد عبّاس معروفی از منظر جریان سیّال ذهن
نویسندگان
doi
چکیده
یکی از شیوههای مدرن روایت داستان، شیوۀ جریان سیّال ذهن است. در این نوع از روایت، گرچه نویسنده تمایل به ناپیدایی خویشتن دارد؛ امّا چنین به نظر میآید که قسمت عمدۀ واقعه در همان لحظهای روی میدهد که خواننده داستان را میخـواند و بدین وسیـله در ذهـن شخصیّتها حضور مییابد. رمان پیکر فرهاد عبّاس معروفی از جملۀ رمانهایی است که بر طبق نظر برخی از صاحبنظران نمیتوان به طور قطع آن را جزو آثار جریان سیّال ذهن قرار داد. در این مقاله که با هدف شناخت هر چه بهتر ویژگیهای رمانهای معاصر فارسی صورت گرفته، با فرض بر اینکه ساختار روایی رمان پیکر فرهادمبتنی بر شیوۀ جریان سیّال ذهن است، تلاش گردیده تا به شیوۀ توصیفی– تحلیلی بدین سؤال اساسی پاسخ داده شود که آیا این رمان را میتوان بطور قطع در زمرۀ آثار جریان سیّال ذهن قرار داد؟نتیجۀ این پژوهش نشان از آن داردکه نویسندۀ رمان پیکر فرهاد با استفاده از تکگویی، تجلّی متفاوتی از زن اثیری بوف کورصادق هدایت ارائه داده استو وجود ویژگیهای متعدد جریان سیّال مانند: زاویۀ دید درونی، انواع تکگوییها، تداعی، ابهام، پرشهای زمانی، حاکم بودن فضای وهمی و ذهنی و نظایرآن تا حد بسیار زیادی این رمان را به آثار جریان سّیال ذهن نزدیک میکند.