تحلیل تصویرشناختی دختری در پاریس اثر شوشا گاپی: میان کلیشهسازی و واقعگرایی
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
2 دانشگاه صنعتی امیرکبیر
3 دانشگاه یزد
doi
10.22059/jor.2024.383893.2588چکیده
تصویرشناسی، رویکردی در ادبیات تطبیقی است که به بررسی چگونگی شکلگیری و بازنمایی «دیگری» در بستر تعاملات فرهنگی میپردازد و دریچهای تازه به درک هویتها و تفاوتهای میانفرهنگی میگشاید. پژوهش حاضر به تحلیل تصویرشناسانه بازنمایی «دیگری» در کتاب دختری در پاریس اثر شوشا گاپی پرداخته است. این تحقیق با بهرهگیری از نظریات دانیل هانری پاژو در حوزهی تصویرشناسی، به بررسی واکنشهای «مشاهدهگر» در مواجهه با فرهنگ و جامعه پاریس پرداخته و تلاش میکند تا مشخص کند آیا گاپی در بازنماییهای خود گرفتار کلیشهها و پیشداوریهای رایج بوده یا از آنها فراتر رفته است. بر اساس این نظریات، سه نوع نگاه در مواجهه با «دیگری» قابل تشخیص است: جنون، ترس و علقه. نتیجه پژوهش نشان میدهد که نگاه گاپی به «دیگری» به نگاه علقهای نزدیک است، جایی که فرهنگ بیگانه نه برتر از فرهنگ «مشاهدهگر» تلقی میشود و نه فروتر از آن، بلکه تعاملی دوسویه و همسطح میان «مشاهدهگر» و «مشاهدهشده» شکل میگیرد. گاپی با تجربهی زیسته طولانیمدت خود در پاریس، از کلیشهها و اسطورههای مرسوم سفرنامهنویسان دوره قاجار فاصله گرفته و توانسته به کلیشهزدایی بپردازد. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و با تمرکز بر جنبههای مختلف زندگی اجتماعی و فرهنگی مانند زندگی دانشجویی، نظام آموزشی، بحران مسکن و هنر، به واکاوی دقیقتری از «من» و «دیگری» پرداخته است. این پژوهش نشان میدهد که گاپی نه تنها موفق شده است تصویری واقعگرایانه تر از جامعه پاریس ارائه دهد، بلکه توانسته است از خلال این مواجههی فرهنگی، به شناختی عمیقتر از هویت خود نیز دست یابد.