به‌کارگیری دیدگاه‌های اجتماعی در آثار سلطان‌محمد نگارگر با استفاده از اصول و قواعد هنر اسلامی

نویسندگان

1 دانشیار، عضو هیئت علمی دانشکده ی هنرهای تجسمی دانشگاه هنر، شهر تهران

doi
چکیده

در دوران صفویه، سلطان‌محمد تبریزی ـ ضمن حفظ اصول و قواعد هنر اسلامی و به‌کارگیری فضای ماورایی ـ به نمایش ارزش‌هایی در آثارش می‌پردازد که در گذشتۀ نگارگری این مرزوبوم مطرح نبوده است. او به رویدادهای اجتماعی زمانۀ خود در حیطۀ فضایی خیال‌پردازانه (واقع‌گریز) و از طریق تصرف در شکل و رنگ، دوری ُجستن از خلأ و بهره‌گیری از ریزه‌کاری‌های تزیینی، به‌خصوص با انتخاب گزینۀ استحاله، توجهی خاص می‌ورزد. هدف این مقاله بررسی جنبه‌های «درون‌گرا» یا اکسپرسیو (بیانگر) در فضایی ظاهراً «واقع‌گریز» است و به توصیف و تحلیل تصاویری می‌پردازد که سلطان‌محمد نگارگر در گوشه و کنار اثرش به کار می‌گیرد و چهرۀ مسخ‌گونه و متحجرشدۀ انسان را به صورت «پنهانی» در زیر چتر فضایی ظاهراً (رویایی) به نمایش می‌گذارد. صورت‌هایی که درکنار شخصیت‌های ماورایی ـ به دور از عجایب‌نگاری وی ـ قرار می‌گیرد گویای جنبه‌های اجتمایی و اعتراضی‌ است و از درآمیختن این دو جهان (زمینی و آسمانی) در فضایی واحد و رسیدن به مضمونی ژرف‌تر از عنوان از پیش تعیین‌شده حاصل می‌شود. در این تحقیق، به سؤالاتی پاسخ داده می‌شود که همچنان بی‌جواب مانده‌اند، مانند اینکه آیا شرایط زمانه و استبداد حاکم بر مردم باعث ترسیم چنین فضای هوشمندانه می‌شود یا این‌گونه نقوش صرفاً حرکتی تزیینی قلمداد می‌شوند؟ در فضای تصویری سلطان‌محمد، اندام و چهره‌نگاری به سه قسمت (حالت) تقسیم می‌شود: ۱ـ ترسیم صورت‌های ماورایی و ملکوتی که از عالم مثال یا به‌عبارتی دیگر عالم صور مُعلقه وام می‌گیرد. ۲ـ درآمیختن پیکرۀ حیوانی با سیمای انسانی یا بالعکس، مانند ترسیم مرکب پیامبر اسلام (بُراق) یا شیاطین و دیوها که به نمایش عجایب‌المخلوقات یا اسطوره‌نگاری وی می‌انجامد. ۳ـ تجسم رُخساری که بیا نگر حالات درونی انسان‌ها یا به‌عبارتی دیگر حالات روحی‌ـروانی مردم زمانه‌اش است. روش تحقیق در این مقاله توصیف‌ـ‌تحلیلی است و به‌شیوۀ کتابخانه‌ای به انجام رسیده است.