بررسی سیرتحول چهره‌نگاری در نگارگری ایران تا انتهای دورۀ صفوی

نویسندگان

1 دانشیار گروه نقاشی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، شهر تهران، استان تهران.

2 کارشناس‌ارشد نقاشی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، شهر تهران، استان تهران.

doi
چکیده

نگارگران مسلمان ایرانی متأثر از اندیشۀ اسلامی همواره در پی حقیقت و مسائل ماوراءالطبیعه بوده‌اند. ازاین‌رو، برخلاف نقاشی غرب، نگارگری ایران به‌ندرت در خدمت شمایل‌نگاری قرار گرفته است. بنابراین، چهره‌‌‌ها در نگارگری سنتی ایران در عین منحصر‌به‌فرد بودن، براساس الگو‌‌های مشخصی ترسیم‌ می‌شده‌اند. این روش ترسیم برخی از پژوهشگران را به قضاوت نادرست واداشته و چهره‌‌‌ها را در نظر آنان مبدل به چهره‌‌هایی همسان و خشک کرده است، درصورتی‌که چهره‌نگاری در نگارگری سنتی ایران براثر عوامل گوناگون اجتماعی متفاوت بوده است. در این مقاله، به تحولات شاخص اجتماعی، از دورۀ ساسانی تا انتهای صفوی، پرداخته شده است و تحولات عمدۀ آن بر چهره‌نگاری بررسی شده است. نگارگران ایرانی، ضمن رعایت قراردادها و الگو‌‌های کهن، سبک شخصی خود را در چهره‌پردازی تجربه‌ می‌کردند. با رواج گرایش به هنر غربی به‌مرور زمان اصول چهره‌پردازی سنتی نادیده گرفته‌ شد و این هنر به‌سوی چهره‌پردازی واقع‌گرایانه تغییر مسیر‌ داد. در این پژوهش، از روش‌‌ تاریخی‌ـ‌توصیفی و با رویکرد مقایسه‌ای در چهره‌نگاری ادوار مختلف استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات نیز به‌صورت کتابخانه‌ای است.