رابطه سبک‌های یادگیری و قابلیت آینده‌پژوهی با نقش واسطه‌ای خودکارآمدی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه پیام نور

2 کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی دانشگاه شیراز

3 استادیار دانشگاه شیراز

doi
10.22034/jiera.2018.83766
چکیده

یکی از وظایف اصلی مراکز آموزشی، تربیت نیروهای انسانی مجهز به دانش آینده است که علاوه بر حل مسئله و رفع مشکلات روزمره زندگی بتوانند به نوآوری و اختراع نیز بیندیشند. هدف از این پژوهش، بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم سبک‌های یادگیری و خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان بر قابلیت آینده‌پژوهی آنان بود. بدین منظور تعداد 220 دانشجوی دانشگاه‌های دولتی شهر شیراز به شیوه خوشه­ای انتخاب و از طریق پرسشنامه‌های سبک‌های یادگیری وارک (1998)، خودکارآمدی پژوهشی (صالحی، 1390) و قابلیت آینده‌پژوهی (پارسا و همکاران، 2011) مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. ضرایب همبستگی به‌دست‌آمده نشان داد که بین ابعاد سبک‌های یادگیری به‌عنوان متغیرهای برون­زای مدل با خودکارآمدی پژوهشی و قابلیت آینده­پژوهی همبستگی وجود دارد. سبک شنیداری و سبک خواندنی- نوشتنی تأثیر مستقیم و معنادار در افزایش قابلیت آینده­پژوهی داشت. خودکارآمدی پژوهشی علاوه بر اثرات مستقیم توانست رابطه بین سبک‌های یادگیری و قابلیت آینده­پژوهی را مورد واسطه­گیری قرار دهد. نتایج این تحقیق نشان می­دهد که سبک‌های یادگیری و خودکارآمدی پژوهشی می­تواند پیامدهای یادگیری دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین شناسایی متغیرهای پیدا و پنهان در کلاس درس می­تواند به ارتقاء سطح دانش یادگیرندگان کمک کرده و آن‌ها را به خلق دانش و توانایی پیش‌بینی آینده هدایت نماید.