نقش واسطه ای اعتماد شناختی و تعهد عاطفی بر رابطه رضایتمندی شغلی و قصد اشتراک گذاری دانش

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد آموزش و بهسازی منابع انسانی، مؤسسه آموزش عالی غیردولتی-غیرانتفاعی سمنگان، آمل، ایران

2 استادیار مرکز آموزش عالی امام خمینی، سازمان تحقیقات،آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران

doi
10.22034/jiera.2018.85752
چکیده

اشتراک هدفمند دانش در سازمان‌ها به یادگیری سریع‌تر فردی منجر گشته، خلاقیت را توسعه می‌دهد و درنهایت به بهبود عملکرد فرد در سازمان می­انجامد. هدف از این پژوهش، بررسی نقش واسطه­ای اعتماد شناختی و تعهد عاطفی بر رابطه رضایتمندی شغلی و قصد اشتراک‌گذاری دانش بر کارکنان آموزش‌وپرورش منطقه 3 تهران در سال 1395 بود. جامعه آماری 200 تن از کارکنان سازمان آموزش‌وپرورش منطقه 3 شهر تهران بودند و با استفاده از فرمول کوکران 130 تن از آنان با روش تصادفی طبقه‌ای، انتخاب شدند. به‌منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه قصد اشتراک‌گذاری دانش چرجی (2001)، پرسشنامه رضایت­مندی شغلی بلاستین (2008)، پرسشنامه تعهد عاطفی کیم، چوی، کوال و هان (2008) و سرانجام، پرسشنامه اعتماد ین (2009)، استفاده شده است. روایی (محتوی، همگرا و واگرا) و پایایی (بارعاملی، ضریب پایایی مرکب و ضریب آلفای کرونباخ) پرسشنامه‌ها حاکی از آن بودند که ابرازهای اندازه‌گیری پژوهش از روایی و پایایی مناسبی برخوردارند. نتایج تجزیه‌وتحلیل به روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزار SMART-PLS نشان داد که هر سه متغیر برون‌زای رضایتمندی شغلی، اعتماد شناختی و تعهد عاطفی، تأثیر مثبت و معناداری بر قصد اشتراک‌گذاری دانش دارند. علاوه بر این، هر دو متغیر تعهد عاطفی و اعتماد شناختی، اثر میانجی بر رابطه بین رضایتمندی شغلی و قصد اشتراک‌گذاری دانش ایفا می‌کنند؛ ضمن اینکه تعهد عاطفی در مقایسه با اعتماد شناختی، تأثیر بیشتری به‌عنوان متغیر میانجی بر قصد اشتراک‌گذاری دانش دارد.