سنجش میزان اولویّت اهداف کلان بافت فرسودهی مرکزی اهواز با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی گروهی فازیFAHP
نویسندگان
1 دانشگاه شهید چمران
2 دانشگاه شهید چمران اهواز
3 دانشگاه شهید چمران اهوازsafiyeh
doi
10.22111/gdij.2014.1555چکیده
بافتهای فرسودهی شهری در واقع هسته اصلی چگونگی تولد یک شهر و نحوهی انعکاس فرهنگ زندگی مردمان آن شهر در طول دورهی زمانی تحول و تکامل شهر است. بعد از رواج شیوهی مدرنیسم در اوایل قرن حاضر و بخصوص سنجش کارایی آن بر روی کالبد شهرها، این بافتها، به علت عدم همخوانی با شیوههای نو وارد شده از غرب بافتهای ناکارآمد و مسألهزا تلقی گردیدند. برای هماهنگسازی این بافتها با رویکردهای مدرنیسم، از دوران پهلوی اول تاکنون قوانین و مقررات متنوعی در جامهی طرحهای گوناگون، بر پیکره آنها آزمایش گردیده است. بافت فرسودهی مرکزی شهر اهواز نیز از این مداخلات و هدفگذاریها به صورت طرحهای کلان و فرعی گوناگونی برای مطابقت کالبد بافت با شیوههای نوین و چشمانداز سازی برای آینده آن، مستثنی نبوده است. در پژوهش حاضر که با رویکرد "توصیفی- تحلیلی" به انجام رسیده است، هدف پژوهش، سنجش میزان اولویّت اهداف کلان چهارگانهی مطرح شده از سوی طرح تفصیلی بافت فرسودهی مرکزی اهواز با اهداف فرعی هرکدام از آنها برای این بافت میباشد. جهت دستیابی به هدف پژوهش و جمعآوری دادههای لازم اقدام به نظرسنجی از 15 نفر از کارشناسان و مسؤولان اجرایی مناطق هشتگانهی شهرداری و سازمان مسکن و شهرسازی اهواز گردیده و سپس دادههای به دست آمده جهت مشخص ساختن میزان اولویّت اهداف کلان و فرعی یاد شده در قالب مدل تحلیل سلسله مراتبی گروهی فازیFAHP مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج به دست آمده حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی نشان میدهد که از بین اهداف کلان مدنظر طرح تفصیلی برای بافت فرسوده مرکزی اهواز، تقویت و توسعهی هویّت تجاری و بازرگانی محلی دارای بیشترین اهمیت و تقویت و توسعهی هویّت گردشگری محلی نیز در بین اهداف کلان، حائز کمترین اهمیت از سوی کارشناسان در بحث اولویّتهای مطروحه در حوزهی بافت مذکور بوده است. در بخش اهداف فرعی، ارتقاء کیفیت نظام دسترسی و ارتقاء سطح تعاملات اجتماعی و فراغتی به ترتیب حائز بیشترین و کمترین اهمیت در بحث اولویّتدهی به اهداف بافت فرسودهی مرکز اهواز بودهاند.