ریخت‌شناسی قصّه‌های «رام و سیتا» و «زال و رودابه»

نویسندگان
doi
چکیده

چکیده: ریخت­شناسی، روشی نوین در حوزة نقد و تحلیل آثار ادبی است که برای اوّلین بار از سوی ولادیمیر پراپ (فرمالیست روسی) در سال 1928 م. مطرح شد. پراپ در کتاب خود با عنوان ریخت­شناسی قصّه­های پریان با بررسی صد قصّة جنّ و پری نشان داد قصّه­های عامیانه، علی­رغـم تکثّـر و تنـوّع ظـاهـری، از عملکردها و کنش­های یکسانی پیروی می­کنند؛ در نتیجه قصّه­ها از ساختار روایی همسانی برخوردارند؛ همچنین وی مدّعی شد که نه تنها قصّه­های عامیانه، بلکه داستان­های اساطیری نیز این قابلیّت را دارند که از عنصر روایی واحدی تبعیّت کنند. در این پژوهش ابتدا دو داستان «رام و سیتا» و «زال و رودابه» مطالعه و با استفاده از روش تجزیه و تحلیل داده­ها به تطبیق ومقایسة ریخت­شناسی این دو داستان پرداخته شده­است. این مقاله سعی دارد به بررسی ساختار داستان عاشقانة «رام وسیتا» از کتابرامایانا و داستان «زال و رودابه» از شاهنامه، بپردازد و الگوی روایی این دو را استخراج و مقایسه کند.