بررسی تطبیقی نگارگری مکتب دوم تبریز و باغ ایرانی در دورۀ تیموری و صفوی
نویسندگان
doi
چکیده
در اواخر سدۀ نهم در بطن تجریدگرایی نقاشی ایران تمایلی آشکار به بازنمایی جهان محسوس زاده میشود. گرایش به واقعگرایی که ابتدا در نگارگری مکتب هرات و در نگارههای بهزاد پدیدار شد همچون خط پیوستهای آثار هنرمندان اواخر سدۀ نهم و دهم ه.ق را به هم پیوند میدهد. با انتقال بهزاد به تبریز هنرمندان نگارگری مکتب دوم تبریز به پیروی از سنت بهزاد، بیآنکه با بینش آرمانی هنر نقاشی قطع رابطه کنند، نگاهشان را به طبیعت، انسان و محیط زندگیاش معطوف میدارند. در این مکتب نقاشی با معماری و ادبیات فارسی بهم میپیوندند. نقاش از مضامین متنوع ادبی مایه میگیرد، اشخاص و صحنههای داستان را مینمایاند و در این میان بیشترین استفاده و کاربرد را از طبیعتی بهنام باغ میگیرد. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیرپذیری نگارگری مکتب دوم تبریز از باغ ایرانی است که مقایسۀ تطبیقی میان این دو با بررسی منتخبی از نگارههای شاهنامه تهماسبی و خمسۀ تهماسبی معرفی شده است. بررسی نگارهها این سؤالات را مطرح میکند که چه اندازه باغهای تصویرشده در جهت واقعیبودن و بازنمایی باغ ایرانی تأکید دارند؟ کدام ویژگیهای باغ در تصاویر با باغ ایرانی در دورۀ تیموری و صفوی تطبیقپذیر است؟ روش تحقیق در این مقاله از نوع توصیفیـتحلیلی است و برای گردآوری اطلاعات از روش مطالعات کتابخانهای استفاده شده است. نتایج حاصل بیانگر آن است که این آثار طرح باغ ایرانی را با تمام عناصر کالبدی طبیعی و انسان ساخت تصویر میکنند؛ حصار، بنای ورودی، کوشک اصلی، عمارت اندرونی، جویها، حوضها، گلها و گیاهان، کارکردهای باغ و فعالیت آدمیان درون آن با نظمی آشکار اما با بیانی ویژۀ نگارههای ایرانی در این آثار دیده میشوند. باغ ایرانی در نگارهها در دو مقیاس معرفی شده است: ۱. در مقیاس معماری که ابنیه در آن بهصورت مظروف در باغ مستقر میشود؛ ۲. در مقیاس طبیعت که باغ تنها بخشی از طبیعت است. در مقیاس معماری باغ در زمینی وسیع و خارج از بافت متراکم شهر ساخته شده است و ترسیم باغ در مقیاس طبیعت نشان میدهد که قسمتهایی از باغ صرفاً بهمنزلۀ تفرجگاه، گردش و شکار در محدودهای از طبیعت در نظر گرفته شده است. از طرف دیگر، مقایسۀ نگارهها با باغ ایرانی در دورۀ تیموری و صفویه این نکته را آشکار میکند که غالب ویژگیهای باغ در نگارهها متناسب با ویژگیهای باغ ایرانی در دورۀ تیموری است که همین مطلب تأثیر دورۀ تیموری بر دورۀ صفویه را به اثبات میرساند.