جداسازی و تعیین خصوصیات اگزوزومهای جدا شده از سلولهای بنیادی مزانشیم با استفاده از روش اولترا سانتریفیوژ و پلیاتیلنگلیکول
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ،گروه ایمنیشناسی، دانشکدهی علوم پزشکی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استاد، گروه ایمنیشناسی، دانشکدهی علوم پزشکی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 استادیار، گروه ایمنیشناسی، دانشکدهی علوم پزشکی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
4 استادیار، مرکز تحقیقات بیماریهای گوارش، پژوهشکدهی بیماریهای گوارش و کبد، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
doi
10.22122/jims.v38i562.12770چکیده
مقدمه: اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مزانشیمی، میتوانند عملکرد مشابهی با سلولهای بنیادی مزانشیم در ترمیم بافتهای آسیب دیده و همچنین، تعدیل پاسخهای ایمنی داشته باشند. امروزه، این اگزوزومها، به عنوان ابزار کارآمدی در طب ترمیمی و همچنین، بیماریهای خود ایمن و سرطان مورد توجه قرار گرفتهاند.روشها: سلولهای بنیادی مزانشیمی، از بافت چربی موش جدا شدند و هویت آنها تعیین گردید. از سوپ رویی سلولها با استفاده از دو روش اولترا سانتریفیوژ با دور g 110000 و پلیاتیلنگلیکول (Polyethylene glycol یا PEG) جهت استخراج اگزوزوم استفاده شد. برای بررسی صحت اگزوزومهای جدا شده، از روشهای Dynamic light scattering (DLS)، میکروسکوپ الکترونی نگاره،گذاره و آزمون Bradford استفاده شد.یافتهها: نتایج حاصل از جداسازی اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مزانشیمی با استفاده از PEG نشان داد که بیشترین اگزوزومهای کروری استخراج شده در محدودهی 300-50 نانومتر بودند، اما روش اولترا سانتریفیوژ محدودهی 100-30 نانومتری را نشان داد. با استفاده از آزمایش Bradford، میزان غلظت اگزوزومهای استخراج شده با استفاده از اولترا سانتریفیوژ 7/1296 میلیگرم/میلیلیتر و میزان غلظت اگزوزومهای استخراج شده با استفاده از PEG 4/1322 میلیگرم/میلیلیتر گزارش شد.نتیجهگیری: در مقایسهی دو روش جداسازی اگزوزومها، نتایج نشان داد که ذرات استخراج شده با روش اولترا سانتریفیوژ دارای خلوص بیشتری میباشند، اما در روش PEG، به علت رسوب PEG بر روی ذرات، اگزوزومها دارای ابعاد بزرگتر و خلوص کمتری میباشند، اما در نهایت، به علت دسترسی کمتر به اولترا سانتریفیوژ با دور بالا، جداسازی به روش PEG نیز کاربردی است.