جغرافیای سیاسی بهمثابۀ یک علم تجربی
نویسندگان
1 استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jhgr.2016.56083چکیده
در یک تقسیم کلی میتوان علم را به دو معنای عام و خاص درنظر گرفت. علم در معنای کلی و عام، مشتمل بر مجموع دانستنیها، صرفنظر از موضوع، محتوا و روششناسی آن است. در زبان انگلیسی، از این معنای علم با واژۀ knowledge [1] یاد میشود. علم در مفهوم خاص، به آن دسته از معرفتها گفته میشود که ویژگی تجربی و آزمونپذیر دارند و با واژة science [2] معرفی میشوند. براساس ضابطة تجربهپذیری، بسیاری از علوم و معارف نظیر فلسفه، ریاضیات، ادبیات، شعر، فقه، منطق و نظایر آن، از قلمرو معرفت علمی خارج میشوند. در نزد فلاسفة پوزیتیویست علم و براساس ضابطۀ «معناداری»[3]، علم تجربی معرفتی مبتنیبر مشاهده و آزمون است و قابلیت اثبات و ابطالپذیری تجربی دارد. از اینرو، هر معرفت قابلآزمون و اثبات، در زمرة معرفت علمی (تجربی) قلمداد میشود. دانش جغرافیا و از آن میان شاخة جغرافیای سیاسی که روابط نظاممند میان انسان (سیاست) و محیط جغرافیایی را بیان و تشریح میکند، از جمله علوم قدیمی است که سابقة آن به اندازۀ عمر انسان در زمین است. پرسش اساسی که در اینجا مطرح میشود آن است که آیا میتوان جغرافیای سیاسی را بهمثابة معرفتی تجربی، در ردیف علوم تجربی قلمداد کرد. مطابق فرضیة این مقاله، جغرافیای سیاسی بهدلیل برخورداری از ویژگیهای معرفت تجربی، در ردیف علوم تجربی قرار دارد. از اینرو، میتوان جغرافیای سیاسی را دانشی تجربی بهشمار آورد. [1]. علم بهمعنای عام [2]. علم به معنای خاص [3]. Meaningfulness