ردهبندی شناختی سؤالات بر اساس الگوی توان- پیچیدگی مطالعه موردی: سوالات آزمون آزمایشی حساب دیفرانسیل
نویسندگان
1 کارشناس ارشد پژوهشی مرکز تحقیقات، ارزشیابی، اعتبارسنجی و تضمین کیفیت آموزش عالی سازمان سنجش آموزش کشور
2 عضو هیات علمی سازمان سنجش
3 عضو هیات علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22034/jiera.2018.61672چکیده
تهیه سؤالات دشوار با الگوریتمهای محاسباتی پیچیده، منجر به روندهای نابجا مثل راهبردهای آموزش تستزنی و آمادگی برای آزمون در بین آزمونشوندگان شده است. داشتن استانداردهای آموزشی دقیق و کاربرد الگوهای ردهبندی کمک میکند تا ارزشیابی بهتری از برنامههای آموزشی، محتوای درسی و همینطور پیشرفت تحصیلی دانشآموزان به دست آید. در این نوشته به بررسی نمونهای کوچک از مجموعه سؤالات چهارگزینهای حساب دیفرانسیل در چهارچوب هدفهای رفتاری پرداخته شد که مبتنی بر ترکیب رویکرد بلوم و وب بود؛ هدف معرفی رویکرد توان-پیچیدگی در ردهبندی سؤالات آزمونها بوده است. 12 سؤال از یک آزمون 30 سؤالی که روی یک نمونه 3409 نفری از دانشآموزان اجرا شد که بر اساس رویکرد توان-پیچیدگی ردهبندی گردید. نتیجه مربوط به 3 سؤال آن در این مقاله آمده است. نتایج نشان داد که سؤالات این آزمون همگی دانش روندی را اندازه میگیرند و عمدتاً در سطح 3 پیچیدگی قرار داشتهاند. همچنین 92% سؤالات انتزاعی بوده و برای پاسخگویی صحیح به هر سؤال همزمان باید چندین الگوریتم محاسباتی مختلف فراخوانی شوند. سؤالاتی که تنها از یک الگوریتم برای حل آنها استفاده شده و سطوح پیچیدگی کمتری داشتهاند از پارامترهای آماری بهتری مثل مقیاسپذیری برخوردار بودهاند و تابع آگاهی آنها اطلاعات بیشتری از توانایی آزمونشوندگان فراهم میکردند.