رهیافتی به پیامدهای سیاست گذاری علم و فناوری در ایران بر اساس تحلیل اسناد بالادستی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری آینده پژوهی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی

2 استادیار رشته مدیریت، دانشگاه علامه طباطبائی

3 دانشیار رشته جامعه شناسی، دانشگاه شاهد

doi
10.22034/jiera.2017.57770
چکیده

 به‌طور عام بیش از چند دهه از عمر سیاست‌گذاری‌های کلان و برنامه‌ریزی‌های توسعه مبتنی بر این سیاست‌گذاری‌ها در ایران می‌گذرد اما به‌طور خاص سیاست‌گذاری در حوزه علم و فناوری سابقه‌ای حدوداً دو دهه­ای دارد. برای اولین در برنامه توسعه سوم فصلی به توسعه علم و فناوری اختصاص داده شد. در طول این سال‌ها چندین سند بالادستی برای سیاست‌گذاری کلان در حوزه علم و فناوری (سند چشم‌انداز بیست‌ساله، نقشه جامعه علمی کشور و سیاست‌های کلی علم و فناوری ابلاغی مقام معظم رهبری) تدوین و ابلاغ شده است. بعد از گذشت قریب دو دهه از سیاست‌گذاری‌ها متأسفانه نتایج و خروجی‌ها با آنچه انتظار می‌رفت تفاوت دارند. رتبه علمی ایران و برخی دیگر از شاخص­های مرتبط مؤید همین مطلب هستند. ‌با عنایت به اینکه این پژوهش ازلحاظ ماهیت کاربردی، ازنظر نوع کمی و کیفی (آمیخته) و لذا روش تحلیل محتوای کیفی­-کمی استفاده شده است. جامعه آماری آن اسناد بالادستی در حوزه علم و فناوری است. با توجه به اینکه هدف اصلی این پژوهش شناسایی نوع/ روش سیاست‌گذاری علم و فناوری به‌منظور تحلیل پیامد­های حاصل از سیاست­گذاری­های مذکور بر توسعه کشور است، ضمن مطالعه مبانی نظری مرتبط با موضوع تحقیق، نسبت به شناسایی ابزارهای سیاست‌گذاری اقدام شده و سپس با تحلیل محتوای اسناد بالادستی در حوزه علم و فناوری سعی شده است که ارتباط میان شیوه سیاست­گذاری­های انجام‌شده با پیامدهای حوزه علم و فناوری را شناسایی نماییم. یافته‌ها نشان می‌دهند که وحدت رویه و نگاه منسجم استراتژیک بر سیاست‌گذاری‌ها حاکم نبوده است و پیامدها از عدم توازن در عرصه‌های عرضه و تقاضا رنج می‌برند.