روند تغییرات و نقش عوامل نگرش، علاقه و خودپندارۀ علوم دانش‎آموزان پایۀ هشتم بر پیش‏بینی عملکرد علوم بر مبنای مطالعات تیمز

نویسندگان

1 استاد دانشگاه آزاد اسلامی، گروه روان‌شناسی تربیتی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب (مدیر مطالعات بین‎المللی تیمز و پرلز ایران، پژوهشگاه مطالعات آموزش‌وپرورش)، ایران.

3 دانشجوی دکتری روان‌شناسی تربیتی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22034/jiera.2017.51087
چکیده

در این مطالعه روند تغییرات نقش متغیرهای خودپنداره، نگرش و علاقه به علوم بر پیش‏بینی عملکرد دانش‎آموزان پایۀ هشتم کشور در مطالعات تیمز در سال‌های 2003، 2007، 2011 و 2015 بررسی شده است. برای بررسی داده‎های 21434 دانش‎آموز پایۀ هشتم که در چهار مطالعۀ ادواری تیمز شرکت داشتند، از تحلیل عاملی تأییدی، اندازه‎های اثر و مدل‎یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته‏ها نشان می‎دهد که در فاصلۀ سال‎های 2003 تا 2007 همراه با افزایش متوسط نمرۀ علوم، متوسط خودپندارۀ علوم و نگرش نسبت به علوم نیز افزایش یافته است. تغییرات نگرش در این دوره بسیار جزئی است. در فاصلۀ سال‎های 2007 تا 2011 همراه با افزایش متوسط نمرۀ پیشرفت، متوسط خودپندارۀ علوم، نگرش و علاقه نسبت به علوم نیز افزایش یافته‏اند. در فاصلۀ سال‎های 2011 تا 2015 همراه با کاهش متوسط نمرۀ علوم، متوسط خودپندارۀ علوم و متوسط علاقه به علوم نیز کاهش یافته است، ولی متوسط نگرش نسبت به علوم افزایش یافته است. نتایجSEMنشان می‏دهد که خودپندارۀ علوم به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم عملکرد علوم دانش‏آموزان را پیش‏بینی می‏کند. همچنین، یافته‏ها نشان داد که نگرش و علاقه به علوم اثر منفی بر عملکرد علوم دارند. بررسی دلایل اثر منفی نگرش و علاقه به علوم بر عملکرد علوم به مطالعات چندجانبۀ روان‎شناختی و جامعه‌شناختی نیاز دارد. از طرفی، ازآنجاکه نگرش متغیر مهمی در یادگیری است، علل همسو نبودن نگرش نسبت به علوم با نمرۀ پیشرفت به‌ویژه در آزمون 2015 باید موردتوجه و شناسایی قرار گیرد