پهنه¬بندی حساسیت دامنه¬ها به ناپایداری (لغزش) در حوضه¬ی آبخیز جوانرود با استفاده از مدل آماری دو متغیّره تراکم سطح دکتر محمود علائی¬طالقانی دکتر زهرا رحیم¬زاده استادیار ژئومورفولوژی دانشگاه رازی کرمانشاه استادیار ژئومورفولوژی تربیت معلم کرمانشاه عباس امینی کارشناس ارشد جغرافیای طبیعی
نویسندگان
doi
10.22111/gdij.2011.570چکیده
جابجایی تودهای مواد از قبیل لغزش از جمله فرآیندهای دامنهای مشکلآفرین در حوضهی جوانرود واقع در شمال غرب زاگرس چینخورده است. زیرا این پدیده تخریب اراضی جنگلی، زمینهای کشاورزی و مراتع این منطقه را به همراه داشته و برای تردد جادهای نیز یک تهدید به شمار میرود. از اینرو شناسایی پهنههای حساس به زمینلغزش برای ساکنین منطقه حائز اهمیت است. مطالعهی حاضر در این راستا صورت گرفته است و جهت نیل به این هدف نیز از روش آماری دو متغیّره تراکم سطح استفاده شده است. برای این منطور ابتدا لایهی پراکنش 31 نقطهی لغزشی به وقوع پیوسته درسطح حوضه به عنوان متغیّر وابسته و 8 لایه تأثیرگذار بر وقوع لغزش مانند لیتولوژی، شیب، فاصله از جاده، فاصله از زهکش، فاصله از سکونتگاه، جهتگیری دامنه، شکل دامنه (مورفولوژی) و کاربری اراضی به عنوان متغیّرهای مستقل تهیه گردیدند. سپس از طریق همپوشانی و قطع یک به یک نقشههای عامل با نقشه پراکنش لغزش بهطور مستقل و جداگانه، تراکم سطح لغزش در هر رده یا طبقه از عوامل فوق محاسبه گردید. آنگاه از ترکیب و تلفیق مقادیر وزنی تمام لایهها با فرض وجود یک حداقل همبستگی بین هر متغیّر با متغیّر دیگر، نقشهی پهنهبندی پتانسیل لغزش در 4 سطح: پهنه با خطر خیلی زیاد، پهنه با خطر زیاد، پهنه با خطر متوسط و پهنه با خطر کم به دست آمد. نتایج نشان داده است که از نظر لیتولوژی، رخداد بیشترین مقدار لغزش بر روی دو واحد گورپی و رادیولاریت بوده است. از لحاظ شیب، طبقهی شیب 6-18 درصد، از نظر جهتگیری دامنه، دامنههای رو به شمالشرق و از نظر شکل دامنه و کاربری اراضی نیز، اراضی تپه ماهوری با دامنههای محدب و منظم و پوشیده از جنگل بلوط تخریب شده بیشترین مقدار تراکم لغزش را به خود اختصاص دادهاند. اما مهمترین نتیجه، تبعیت بیشترین تراکم نقاط لغزشی تا شعاع 200 متری از جاده و بستر زهکشها بوده است. بر اساس این نتایج حدود 65 درصد از اراضی حوضه جوانرود دارای پتانسیل لغزش با خطر زیاد و خیلی زیاد است.