چارچوب کل نگر برای ارزشیابی تلفیق فاوا در برنامهدرسی دوره ابتدایی: یافتههای پژوهش ترکیبی
نویسندگان
1 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
3 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22061/tej.2023.9533.2859چکیده
پیشینه و اهداف: مأموریت نظام آموزش وپرورش تبدیل دانش آموزان بهعنوان شهروندان جامعه اطلاعاتی، متناسب با تحولات فناورانه است که بتوانند در آموزش، از امکانات و بسترهای بهوجود آمده برای راهبری و هدایت فعالیتهای روزمره و حل مسائل گوناگون به نحو مقتضی بهره گیرند. نظام آموزشی ایران با تدوین«سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» بر بهکارگیری فناوریهای نوین، شبکه ملی اطلاعات وارتباطات در آموزش و پرورش تأکید کرده است. با توجه به حساسیت دوره ابتدایی، ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ و استفاده ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﻘﻄﻊ از فناوریهای ﺟﺪﯾﺪ سبب میشود فرهنگ تلفیق فناوری را از همان ابتدا در درون خود نهادینه کرده و همیشه علم را با عمل همراه کنند. همگام باگسترش تلفیق فاوا در مدارس، موضوع ارزشیابی تلفیق فاوا در مدارس ابتدایی از جهت تضمین و بهبود کیفیت یاددهی و یادگیری، تعیین بسترها و استلزامات تلفیق در برنامهدرسی جهت پیاده سازی و اجرا اهمیت مییابد. معیارهای ارزﺷﯿﺎﺑﯽ کلیه کارشناسان، مدیران و معلمان را یاری میکند که پیوسته از نتایج کار خویش آگاهی پیدا کنند و بدانند تا چه اندازه اهداف آموزشی و اهداف سازمان تحقق یافته است. این آگاهی سبب میشود تا تلفیق فاوا در برنامه درسی به شکل مطلوب صورت گیرد. هدف پژوهش حاضر تعیین چارچوب ارزشیابی تلفیق فاوا در برنامهدرسی دوره ابتدایی است.روشها: این تحقیق به روش ترکیبی از نوع اکتشافی در دو مرحله انجام شد. مرحله اول با روش مطالعه کیفی که از نوع پدیدارشناسانه بود جهت تعیین معیارهای ارزشیابی با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختارمند، به روش نمونهگیری هدفمند از نوع ملاکی و در مرحله بعد برای تأیید معیارهای ارزشیابی از پرسشنامه به روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد. مشارکتکنندگان در بخش کیفی شامل معلمان و مدیران مدارس هوشمند و در بخش کمّی متخصصان حوزه یادگیری الکترونیکی بود. مشارکت کنندگان در بخش کیفی براساس روش نمونه گیری ملاک محور و قاعده رسیدن به اشباع نظری، شامل 6 مدیر و 9 آموزگار و جامعه آماری در بخش کمّی شامل 10 متخصص حوزه یادگیری الکترونیکی بود. بهمنظور تحلیل دادههای جمعآوریشده در بخش کیفی از روش کولایزری (کدگذاری باز، محوری وانتخابی) و در بخش کمّی از CVR استفاده شد.یافتهها: یافتههای پژوهش در بخش کیفی حاکی از آن بود که چارچوب ارزشیابی تلفیق فاوا شامل 13 ملاک در بخشهای مختلف پشتیبانی (3 ملاک)، محتوای الکترونیکی (2 ملاک)، فعالیتهای یاددهی معلم (2 ملاک)، مواد و منابع یادگیری (2 ملاک)، فعالیتهای یادگیری (2ملاک و فعالیتهای گروهی دانشآموزان (2 ملاک) است. در بخش کمّی درصد CVR همه شش مؤلفه ارزشیابی از عدد جدول (62/0) بالاتر بود. مؤلفههای محتوای الکترونیکی و پشتیبانی با بیشترین درصد و صلاحیت دانشآموزان کمترین درصد توافق در بین معیارهای ارزشیابی تأیید شدند.نتیجهگیری: برای افزایش کیفیت تلفیق در ارزشیابی باید به تعامل و تراکنش کلیه مؤلفه های ارزشیابی توجه ویژه شود. تأکید بر ارزشیابی مجزای ابعاد تلفیق، اجرای ناقص ارزشیابی تلفیق در برنامه درسی است. پیشنهاد میشود ارزیابان حوزه ستادی و صفی در ارزشیابی تلفیق فاوا در برنامهدرسی نگاه جامع و کلنگر به کلیه معیارهای ارزشیابی داشته باشند.