جاپای بوم¬شناختی؛ رویکردی نو برای سنجش اثرات زیست¬محیطی (مفهوم، کاربرد و سنجش آن)

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا دانشگاه تهران

2 دانشیار دانشکده جغرافیا دانشگاه تهران

3 استادیار دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران

4 دانشجوی دکتری جغرافیا دانشگاه تهران

doi
10.22111/gdij.2010.635
چکیده

     رشد فزاینده‌ی جمعیّت در سال‌های اخیر و به تبع آن افزایش و تغییر الگوی مصرف، فشار بر محیط طبیعی و منابع آن را افزایش داده است. از آنجا که تجدیدپذیری برخی از این منابع صدها سال به­طول می‌انجامد و برخی نیز غیر قابل تجدید است، ادامه­ی این روند سبب می‌شود که محیط طبیعی توان تأمین نیازهای جمعیّت را نداشته باشد و به مرور زمان دچار روند نزولی گردد. از طرف دیگر تمام نیازهای مصرفی مراکز سکونتگاهی منطبق با توان اکولوژیکی موجود در آن‌ها نیست، به همین دلیل برای تأمین این نیازها، منطقه­ی پشتیبان مورد نیاز است. با توجه به مفاهیم توسعه­ی پایدار، ظرفیت محدود منابع زمین و همچنین نیازهای اساسی جمعیّت، تعیین میزان مصرف و وسعت اراضی پشتیبان مورد نیاز جهت برنامه‌ریزی مطلوب با رویکرد آینده‌نگرانه ضروری به نظر می‌رسد. در همین راستا شناخت و تحلیل مفهوم جاپای بوم­شناختی[1] و روش‌های سنجش آن به­عنوان ابزاری برای اندازه‌گیری پایداری فعالیت‌های انسانی اهمیت بسیاری دارد. هدف تحقیق حاضر شناخت مفاهیم، نحوه سنجش، کاربرد و در نهایت تحلیل و ارزیابی روش جاپای بوم‌شناختی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی و با بهره‌گیری از مقالات و تحقیقات انجام شده در کشورهای مختلف جهان است. یافته‌ها حاکی از آن است که علی­رغم محدودیّت‌ها و دشواری‌های محاسبه جاپای بوم‌شناختی و برآورد اراضی پشتیبان، این روش می‌تواند چارچوب مناسبی برای سنجش و ارزیابی آثار زیست­محیطی در راستای توسعه­ی پایدار باشد.