بررسی نقش سواد و نیروی کار زنان در درآمد خانوار روستایی مطالعه¬ی موردی: زنان روستایی دیواندره استان کردستان
نویسندگان
1
2
3
doi
10.22111/gdij.2009.1217چکیده
زنان بهعنوان نیمی از جمعیت هر کشور، نقشی تعیینکننده در کارهای تولیدی و مشاغل اجتماعی دارند، بطوریکه این قشر از جامعه در کنار مسؤولیتها و فعالیتهایی که در خانواده به عنوان مادر و همسر بر عهده دارند، در فعالیتهای اقتصادی و تولیدی نیز نقشی مهم ایفا میکنند. در این میان، سهم زنان روستایی در فعالیتهای تولیدی و مراحل مختلف کشاورزی اعم از کاشت، داشت و برداشت، دامداری، باغداری و غیره بسیار تأثیرگذار است. به عبارت دیگر، فقدان آنها در این عرصهها نه تنها خانواده را در عرصهی وظایفی که به عنوان مادر و همسر برعهده دارند، دچار مشکل میسازد، بلکه به عنوان نیروی کارآمد و بسیار مؤثر، از نقطهنظر اقتصادی جامعهی روستایی را نیز دچار بحران جدّی میکند. در این مقاله به این مهم از دیدگاه اقتصادی توجه شده است، در عین حال در این پژوهش با دو پرسش اساسی روبرو بودیم که یافتن پاسخ آنها میتواند در این زمینه رهگشا باشد. این سؤالات عبارتند از : 1- آیا بین میزان سهم نیروی کار زنان روستایی دیواندرهی کردستان در واحدهای بهرهبرداری با درآمد خانوار رابطهی مستقیم وجود دارد؟ 2- آیا بین میزان تحصیلات زنان روستایی دیواندره کردستان در واحدهای بهرهبرداری با سهم آنان در درآمد خانوار رابطهای وجود دارد؟ برای یافتن پاسخ و آزمون این دو سؤال که به عنوان فرضیهی تحقیق نیز مطرح بوده است،دادههای مورد نیاز از طریق اسنادی و عملیات پیمایشی گردآوری فراهم آمد و همچنین از روش مصاحبهی حضوری نیز استفاده شده است. تجزیه و تحلیل دادهها به روش توصیفی وآماری انجام گردید.نتایج یافتهها بیانگر آن است که اولاً بین میزان نیروی کار زنان روستایی در واحدهای بهرهبرداری و سهم آنان در درآمد خانوار رابطهی مستقیمی وجود دارد، زیرا با 75/0=rضریب همبستگی آن رابطهی معناداری را تأیید نموده است. ثانیاً در خصوص رابطهی میزان سواد زنان با سهم آنها در درآمد خانوارهای روستایی این رابطه معکوس بوده و ضریب همبستگی 71- درصد را نشان میدهد. البته بخش اعظم زنان روستایی مورد مطالعه بیسواد یا کمسواد (85 درصد) بودهاند، لیکن در میان درصد باتحصیلات بیشتر و اشتغال این رابطه معکوس بوده که بیانگر نامناسب بودن آموزشهای مرتبط با فعالیتهای روستایی میباشد.