نقش شهرهای کوچک در تعادل بخشی نظام سکونتگاهی روستایی استان یزد

doi
10.22111/gdij.2009.1229
چکیده

امروزه موضوع نابرابری و عدم تعادل­های فضایی میان سکونتگاههای شهری و روستایی از مباحث مهم اقتصاددانان و برنامه­ریزان منطقه­ای می­باشد. وجود دوگانگی اقتصادی، قطب­های رشد و پراکندگی نقاط روستایی از آثار این پدیده است. از این­رو به­منظور دستیابی به توسعه­ی متوازن و یکپارچه در فضای منطقه­ای، ایجاد سلسله مراتب متعادل و نظام­یافته­ی سکونتگاهها از نیازهای اساسی به شمار می‌آید که در این میان توجه به شهرهای کوچک یکی از راهکارهای تعادل بخشی به این وضعیت می­باشد. این مطالعه با هدف شناخت وضعیت الگوی استقرار سکونتگاهها، نحوه­ی تمرکز و روند توزیع جمعیت در فضای منطقه‌ای یزد در طیّ سال­های 1345 تا 1385 صورت گرفته است. در این راستا ابتدا از مدل­های تمرکز شهری جهت سنجش میزان تمرکز جمعیت در شبکه­ی سکونتگاهها و مدل کشش‌پذیری جمعیت، جهت تعیین اهمیت شهرهای کوچک در تعادل‌بخشی منطقه‌ای استفاده شده است. سپس به­منظور شناخت نحوه­ی پراکندگی روستاها و تعیین مرکزیت آنها مدل تحلیل نزدیکترین مجاورت، مدل ویژگی و تئوری تأثیر متقابل به­کار گرفته شده است.  بر اساس نتایج این تحقیق، میزان تمرکز جمعیت در شبکه­ی شهری در سال 1385 حدود  7/3 و حاکی از توسعه­ی قطبی در استان یزد است. این در حالی است که در همان سال تنها 20 درصد از کل جمعیت استان در 1390 آبادی پراکنده و کوچک ساکن بوده‌اند. از مجموع این آبادی­ها فقط 30 درصد آنها جمعیتی بالای 20 خانوار در خود جای داده‌اند. الگوی استقرار این سکونتگاهها طبق محاسبات میزان نزدیکترین مجاورت،      به­صورت خوشه‌ای با فضاهای معین است (73/0) که بنا به نحوه­ی پراکندگی و اندازه­ی آنها در سطح منطقه، سطح‌بندی فضاهای روستایی و تعیین مرکزیت آنها صورت گرفته است. تعداد 69 مرکز روستایی در سطح فضاهای خرد روستایی و تعداد13 شهر کوچک و روستا- شهر، نقش رابط میان سطوح روستایی و سطوح کلان شهری (شبکه شهری) برعهده خواهند داشت. درپایان به­منظور توسعه­ی متعادل منطقه­ی یزد به­ویژه توسعه­ی هماهنگ شبکه­ی شهری با شبکه­ی روستایی، پیشنهاداتی ارایه گردیده است.