تبدیل روستاهای بزرگ به شهرهای کوچک و نقش آن در تعادلبخشی ناحیهای موردشناسی: ریوش شهرستان کاشمر
نویسندگان
1
2
doi
10.22111/gdij.2007.3665چکیده
در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، فرآیند تبدیل روستا به شهر و نقش آن در تعادل بخشی ناحیهای، بررسی شده است. پژوهش حاضر سعی دارد به این سوال پاسخ دهد که آیا سیاست تبدیل روستاهای بزرگ به شهرهای کوچک و تأثیرات متعاقب آن میتواند گامی در جهت رسیدن به تعادل ناحیهای تلقی گردد؟ در این راستا ریوش که در سال 1379 تبدیل به شهر شده است، در دو دورهی زمانی قبل از شهر شدن و بعد از آن، به لحاظ متغیّرهای مختلف جمعیتی، اشتغال، امکانات و تسهیلات خدماتی و تأثیرات آن بر ناحیهی مورد مطالعه، مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصله از تحلیلها نشان میدهد که این شهر، در تثبیت و نگهداری جمعیت عملکرد ضعیف، در بسط کارکردها به درون نواحی پیرامونی و حوزهی نفوذ ناموفق و در ارایهی اشتغال، امکانات و تسهیلات به آن کاملاً ناموفق بوده است. به همین دلیل، شهر و ناحیه مورد مطالعه در شهرستان کاشمر، بیشترین نرخ مهاجرتفرستی را داشتهاند. نتیجه اینکه چون متعاقب تبدیل روستاهای بزرگ به شهرهای کوچک عمده سرمایهگذاریها به امور زیربنایی و خدماتی اختصاص داده میشود نه به امور تولیدی و پایهای؛ اینگونه سیاستها فقط باعث تمرکز خدمات در این مراکز میشوند و نقاط مزبور نمیتوانند نقش مورد انتظار را در تعادل بخشی ناحیهای ایفا نمایند. در پایان برای رسیدن به توسعهی متعادل و منطقی که همسو با توسعهی پایدار شهری و ناحیهای باشد، پیشنهاداتی ارایه گردیده است.