تحولات ژئوپلیتیک و بحران کوزوو

نویسندگان
doi
10.22111/gdij.2003.3645
چکیده

در ژئوپلیتیک اواخر قرن بیستم بدون تردید باید به بحران بالکان و اوضاع آن اشاره نمود که فصل نوینی را در عرصة ژئوپلیتیک قومی و روابط بین اقلیت‌ها و حکومت‌های مرکزی با خود به همراه داشت. شرایط حاکم بر شرق اروپا که با نهضت همبستگی در لهستان در اواخر دهة هشتاد قرن گذشته شروع شد و با فروپاشی دیوار برلین و تحولات سیاسی که در ممالک این بخش از اروپا رخ داد، به اوج خود رسید، در یوگسلاوی سابق همچنان تاکنون که اوایل قرن بیست و یکم است کشانده شده است.دنبالة مسایل بالکان که ما در واژه‌شناسی جغرافیای سیاسی از آن به عنوان ((بالکانیزاسیون)) یاد می‌کنیم به کوزوو[1] مربوط می‌شود که در ابتدا نظیر دیگر مسایل یوگسلاوی سابق موضوعی داخلی بود و بعدها به یک معضل بحران‌زای بین‌المللی تبدیل شد. تا آنجا که برای اولین بار نقش ناتو را به عنوان یک ابزار نظامی فعال جنگی وارد عرصه نمود و بزرگ‌ترین عملیات جنگی این نیرو را بعد از جنگ جهانی دوم باعث گردید. کوزوو منطقه‌ای در جنوب یوگسلاوی با جمعیت متفاوت از مجموعة عمومی این کشور در حال حاضر که سال‌های اولیة قرن جدید را پشت سر می‌گذاریم، هنوز خودنمایی می‌کند و مبحثی نوین در مورد یک منطقه قومی با دولت‌های مرکزی در مباحث ژئوپلیتیک مطرح نموده است. بحران کوزوو از یک سو برای یوگسلاوی به عنوان یک مسألة داخلی مطرح است و از سوی دیگر دارای ابعادی برای تمام اروپاست. در واقع آنچه که باعث شده است اروپائیان در این منطقه دخالت مستقیم نمایند، همان بعد اروپایی بحران کوزوو است که گاه‌گاه آرام می‌گیرد و گاه دچار ناآرامی می‌شود. آرامش این محدودة قومی فقط در دوران حکومت تیتو مشاهده شد یعنی از 1950 تا 1981 میلادی، ولی به دلیل زمینه‌های تاریخی، ‌همواره یک نقطه بحرانی و نامطمئن سیاسی به نظر می‌رسد. هدف این مقاله بیان مسایل حاکم بر محدودة مورد نظر است و بیشتر زمینة معضل‌شناسی ناحیه‌ای دارد. [1]KOSOVO