نمودارهای جهاننگارانه در اسلام
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه مذاهب اسلامی (مترجم)
2 استاد دانشگاه مریلند
doi
چکیده
نویسنده در ابتدا اشارهای به بحث مهم جهانشناسی در اسلام نموده و آن را از منظر دو منبع مهم اسلام یعنی قرآن و سنت، به شکلی مختصر مورد واکاوی قرار داده، و در ادامه به شناخت نمودارهای جهاننگارانه در اسلام، با توجه به سه سنت فکری فلسفی ـ علمی، گنوسی و عرفانی پرداخته است. نویسنده رشد و تبلور گرایشهای کلامی را در عدم به وجود آمدن یک سنت مجزای مبتنی بر تأملات جهانشناسانه دینی در اسلام مؤثر دانسته و به تأثیر یونان، هند و ایران در ظهور این سه سنت فکری اشاره کرده است؛ از جمله مهمترین مواد تأثیرگذار بر شکلگیری نمودارهای جهاننگارانه در درون این سه سنت فکری، میتوان به تأثیر جهانشناسیهای ارسطویی و بطلمیوسی بر نظامهای کلامی و فلسفی، نظام هفت اقلیم بر جغرافیای اسلامی و آموزههای نوافلاطونی بر حکمت گنوسی و عرفانی اشاره کرد. در ضمن، این نمودارهای جهاننگارانه نیز شامل طرحهایی درهم تنیده از افلاک سیارهای، افلاک تحت قمر عناصر چهارگانه، بروج دوازدهگانه، جهات اصلی چهارگانه، جهان معدنی و حتی اعضای اصلی بدن انسان میشدند. نویسنده با توجه به گستره وسیع نمودارهای جهاننگارانه در نُسَخ خطی برجای مانده، دست به گزینش زده و تنها شماری از این نمودارها را براساس سه سنت مذکور، مورد مطالعه و بررسی قرار داده است. این نمودارها متعلّق و یا منتسب به علما و دانشمندانی از هردو مذهب شیعه و سنی و با مشربهای فکری متنوّع هستند که از جمله این شخصیتها میتوان به این افراد اشاره کرد: جابر بن حیّان، اخوان الصفا، ابویعقوب سجستانی، ابوریحان بیرونی، ناصرخسرو، حامدی، حمیدالدین کرمانی، ابنعربی، سید حیدر آملی و ابراهیم حقّی.