درگیری مسیر کولینرژیک در هومئوستاز انرژی توسط گیرندههای دوپامینی نوع 2 هستهی ونترومدیال هیپوتالاموس
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه فیزیولوژی، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
2 استاد، گروه فیزیولوژی، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
3 دکتری تخصصی فیزیولوژی، گروه فیزیولوژی، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
4 استادیار، مرکز تحقیقات نوروفیزیولوژی، دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، ارومیه، ایران
5 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه فیزیولوژی، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22122/jims.v36i504.9819چکیده
قدمه: مطالعات نشان میدهند که دوپامین به ویژه از طریق گیرندههای D2 نقش مهمی در هومئوستاز انرژی دارد. مطالعهی مشابهی نشان داد که گیرندههای D2 هیپوتالاموس از طریق کمپلکس پشتی واگ میتوانند در تنظیم ترشح گرلین نقش داشته باشند. مطالعهی حاضر با هدف بررسی نقش سیستم کولینرژیک واگ در تنظیم سطوح پلاسمایی لپتین و گلوکز توسط گیرندههای D2 هستهی ونترومدیال هیپوتالاموس (Ventromedial hypothalamus یا VMH) انجام شد.روشها: کانولگذاری در هستهی VMH در موشهای صحرایی نژاد Wistar (250-220 گرم) انجام شد. در روز آزمایش، آتروپین (آنتاگونیست کولینرژیک 5 میلیگرم/کیلوگرم به صورت زیر جلدی) یا سالین به حیوانات ناشتا (24-20 ساعت) تزریق شد. 30 دقیقه بعد، آگونیست (کینپیرول) و آنتاگونیست (سولپراید) گیرندهی D2 به ترتیب در دزهای 5/0 و 005/0 میکروگرم و سالین (5/0 میکرولیتر) در VMH تزریق شدند. 0، 30 و 60 دقیقه بعد نمونههای خون جمعآوری و سطوح لپتین و گلوکز خون به ترتیب با استفاده از کیت Enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) و روش گلوکز اکسیداز اندازهگیری شد.یافتهها: سطح لپتین پلاسما به طور وابسته به زمان در گروه آتروپین-کینپیرول در مقایسه با سطح پایه و شاهد کاهش معنیداری یافت (001/0 > P). در حالی که افزایش گلوکز خون به طور وابسته به زمان در گروه آتروپین- کینپیرول (001/0 > P) پایدار بود. در گروه آتروپین- سولپراید تغییر معنیداری در سطح لپتین پلاسما در مقایسه با مقادیر پایه مشاهده نشد.نتیجهگیری: گیرندههای D2 در VMH اثر خود بر تنظیم سطوح لپتین و گلوکز را حداقل تا حدودی، از طریق مسیر کولینرژیک واگ انجام میدهند.