راهبردهای آموزشی مبتنی بر مغز اجتماعی با تأکید بر تکنیک های تعاملی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد، یزد، ایران.
2 دانشیار، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، ایران.
doi
10.61838/KMAN.IRPHE.31.2.1چکیده
نظامهای آموزشی در حال تحوّل هستند و آخرین انقلاب در آموزش، آموزش و یادگیری مبتی بر مغز است. تحقیق حاضر به قصد پاسخگویی به این سؤال انجام شد که آموزش مبتنی بر مغز اجتماعی چیست و کیفیت (راهبردهای) این آموزش چگونه است؟ از آنجا که سؤال بر چگونگی آموزش استوار است، به راهبردشناسی آموزش مبتنی بر مغز اجتماعی با اتکا به شواهد تحقیقاتی اقدام شد. این کار به روش اسنادی و مروری انجام شده است. جمع آوری داده ها بر اساس جستجو در پایگاههای اطلاعات علمی بود. ابزار جمع آوری نیز فیش برداری از اسناد مکتوب بود که تحت معیار 1. انتخاب تعمّدی با رجوع به اسناد مرتبط تر، معنادارتر، پراستنادتر و نمایاتر؛ 2. انتخاب انباشتی با تکیه بر منابعِ هر سند؛ 3. تطابق کلیدواژه انتخاب شدند. استخراج و گزارش نتایج بر اساس تحلیل محتوای کیفی اسناد بود. اعتبار تحقیق بر اساس اعتبار اسناد و توافق موضوعی و رعایت کدهای اخلاق در پژوهش های اجتماعی تأمین شد. 18 استراتژی درباره چگونگی آموزش مبتنی بر مغز اجتماعی با تکیه بر روش های تعاملی استخراج شد. این نتیجه به دست آمد که مبنای نظری و تجربی مغز اجتماعی و آموزش مبتنی بر مغز اجتماعی، در وهله اول توجه به «تعامل اجتماعی» برای به حداکثر رساندن اثرهای آموزش (یادگیری) است. در این آموزش عنصر تعامل و اتصالات عصب اجتماعی غالب است. استراتژی ها عبارت اند از: انواعی از آموزش تعاملی در زمینه های گروهی، گفتگومحور و محاورهای، مبتنی بر استدلال و تفکر انتقادی، مسألهمحور، پروژهمحور با فرصت تحقیقاتی، تطبیقی، تلفیقی، یاددهی-یادگیری، مبتنی بر تجارب و روایات، آهنگین با تداعی های حسی، آموزش از طریق بازی و بازیوارسازی، گروهبندی و مشارکت تحصیلی، حرکت و جنبش، به کارگیری مدل ها و نظریه ها در متن زندگی، استفاده از رویدادها و منابع خبری، یکپارچه سازی آموزش دیجیتال و زنده، کاربرد طنز و تمثیل و نقشآفرینی. بر این اساس به کارگیری راهبردهای آموزش مبتنی بر مغز اجتماعی به ویژه در آموزش علوم اجتماعی می تواند موجب بهبود آموزش و یادگیری شود.