بررسی ارتباط میان میزان مصرف لبنیات و سندرم رودهی تحریک پذیر در بزرگسالان ایرانی
نویسندگان
1 پزشک عمومی، کمیتهی تحقیقات دانشجویی، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
2 دکتری علوم تغذیه، مرکز تحقیقات امنیت غذایی و کمیتهی تحقیقات دانشجویی، دانشکدهی تغذیه و علوم غذایی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
3 استاد، مرکز تحقیقات چاقی و عادات غذایی، گروه تغذیهی جامعه، دانشکدهی علوم تغذیه و رژیمشناسی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
4 استاد، مرکز تحقیقات کاربردی گوارش، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
5 دانشجوی پزشکی، کمیتهی تحقیقات دانشجویی، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
6 پزشک عمومی، مرکز تحقیقات کاربردی گوارش، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
7 دانشیار، مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم و مرکز تحقیقات کاربردی گوارش و گروه آمار حیاتی و اپیدمیولوژی، دانشکدهی بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
doi
چکیده
مقدمه: رژیم غذایی به ویژه لبنیات، میتواند تغییر دهندهی علایم و بروز اختلالات عملکردی دستگاه گوارش (FGIDs یا Functional gastrointestinal disorders) مانند سندرم رودهی تحریک پذیر (Irritable bowel syndrome یا IBS) باشد. مطالعهی حاضر، با هدف بررسی ارتباط میزان مصرف لبنیات و شیوع IBS در بزرگسالان ایرانی انجام شد.روشها: این مطالعهی مقطعی در چارچوب طرح سپاهان بود که بر روی جمعیتی 4763 نفره از کارمندان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در دو مرحله انجام گرفت. در مرحلهی اول و دوم، اطلاعات مربوط به دریافتهای غذایی و IBS به ترتیب با استفاده از پرسشنامههای اعتبارسنجی شدهی بسامد غذایی و ROME III جمعآوری شد. بعد از تطبیق پرسشنامههایی که اطلاعات کاملی در دو مرحله داشتند و حذف جمعیت مبتلا به عدم تحمل لاکتوز، تعداد جمعیت مورد بررسی به 2849 نفر رسید. افراد مورد مطالعه، از نظر مصرف لبنیات به سه گروه متوالی به نام سهک تقسیم شدند و نسبت شانس ابتلا به IBS در سهکها بررسی شد.یافتهها: شیوع IBS در جمعیت مورد مطالعه، 7/20 درصد بود. در مدل خام مصرف لبنیات کمچرب و نیز پرچرب، شانس ابتلابه IBS بین سهکهای مصرف لبنیات دارای تفاوت آماری معنیداری نبود. بعد از تعدیل اثر عوامل مخدوشگر، باز ارتباط معنیداری مشاهده نشد. اگر چه، روند کاهشی برای بیماری با افزایش مصرف لبنیات کمچرب (نسبت شانس 87/0 با فاصلهی اطمینان 95 درصد، 10/1-69/0) و روند افزایشی برای بیماری با افزایش مصرف لبنیات پرچرب (نسبت شانس 11/1 با فاصلهی اطمینان 95 درصد، 41/1-87/0) مشاهده شد که از نظر آماری، معنیدار نبود. میزان متوسط مصرف لبنیات، اثر محافظتی در مقابل دردهای شکمی داشت (نسبت شانس 79/0 با فاصلهی اطمینان 95 درصد (98/0-64/0).نتیجهگیری: ارتباط معنیداری بین مصرف لبنیات و شیوع IBS دیده نشد، اما میزان متوسط مصرف لبنیات، اثر محافظتی در مقابل دردهای شکمی داشت.