بررسی جغرافیای ادبی تقدیرگرایی در منظومة حماسی شهنامة چنگیزی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد حاج قاسم سلیمانی، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران.
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد حاج قاسم سلیمانی، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران.
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد حاج قاسم سلیمانی، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران.
doi
10.22034/jgeoq.2023.325240.3525چکیده
یکی از اعتقادات و باورهای عرفی در روزگاران گذشته، باور به تقدیر است. ذهن و زبان انسان کهن، گاه مقدرات را ناشی از خواست الهی و گاه متاثر از حرکات و خواص سیارات میدانسته است. مقدرات و سرنوشت امری جبری است که از قبل تعیین شده و قابل تغییر نیست ولی گاهی اوقات میتوان با انجام بعضی از کارها از وقوع تقدیر اجتناب نمود و مقدرات را تغییر داد. در این نوشته کوشیدهایم پس از ذکر مقدماتی دربارۀ ریشهها و ابعاد عامل تقدیرگرایی، نوع کاربرد آن را در منظومۀ شهنامۀ چنگیزی اثر شمسالدین کاشانی را بیابیم. این پژوهش با رویکرد توصیفی _ تحلیلی انجام شده است. روش گردآوری دادهها کتابخانهای بوده و در تحلیل دادهها از روش منطقی بهره بردهایم. تقدیرگرایی باور و اعتقادی است که قدمتی کهن در زندگی بشر دارد. این باور در بعضی موارد موجب توجیه و تسلیم در برابر وقایع ناخوش شده و گاه عاملی برای پیشبرد اهداف مورد نظربوده است. به طور مثال گاهی تقدیر و سرنوشت یک جامعه در دستان یک سردار قرار میگرفت؛ به این معنی که نابودی یا حیات آن جامعه تنها به سرنوشت وی بستگی داشته است. استفاده از برخی واژهها مثل زمانه، بخت، فال، طالع، خواب و ... همگی نشان از اعتقاد انسان کهن به عامل تقدیر است. شمسالدین کاشانی همانند سایر شعرای حماسهسرا از عقاید تقدیرگرایی در اثر خود بهره بردهاست ولی این باور مطلقاً جبرگرایانه نیست.