بهبود ویژگی‌های ساختار فوق میکروسکوپی میلین، بعد از پیوند سلول‌های بنیادی مشتق از بافت چربی انسان در موش صحرایی مدل بیماری Multiple sclerosis (MS)

نویسندگان

1 استاد، گروه علوم تشریحی و بیولوژی ملکولی، دانشکده‌ی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

2 استادیار، گروه علوم تشریحی و بیولوژی ملکولی، دانشکده‌ی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

3 استادیار، گروه علوم تشریحی و بیولوژی ملکولی، دانشکده‌ی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

doi
چکیده

مقدمه: بیماری Multiple sclerosis (MS) از انواع بیماری‌های مزمن Neurodegenerative در سیستم عصبی مرکزی می‌باشد که به طور معمول با ناتوانی عصبی در بالغین جوان همراه است. در این مطالعه، تأثیر پیوند سلول‌های بنیادی مشتق از بافت چربی انسان در بافت عصبی دمیلینه شده توسط لیزولسیتین و توانایی این سلول‌ها در پیشبرد فرایند بازسازی میلین، مورد بررسی قرار گرفت.روش‌ها: 40 سر موش صحرایی به صورت تصادفی در چهار گروه شامل گروه شاهد، لیزولسیتین، لیزولسیتین و محیط کشت (گروه حامل) و گروه لیزولسیتین و پیوند سلول‌های بنیادی قرار داده شدند و بعد از لامینکتومی، دمیلینیشن موضعی در ستون طرفی نخاع و با استفاده از لیزولسیتین ایجاد شد. یک هفته بعد از تزریق لیزولسیتین، محل لامینکتومی دوباره باز شد و برای گروه حامل، 10 میکرولیتر محیط کشت و برای گروه پیوند 10 میکرولیتر محیط کشت محتوی 106 × 1 سلول بنیادی نشان‌دار شده با رنگ Hoechst در محل ضایعه پیوند گردید. در گروه‌های شاهد و لیزولسیتین، محل جراحی قبلی باز و بدون هیچ گونه مداخله‌ای بار دیگر بسته شد. چهار هفته بعد از پیوند سلولی، به منظور ارزیابی حضور سلول‌های بنیادی در مناطق پیوند و بررسی نواحی دمیلینه و مناطق دوباره میلینه شده، از روش‌های ایمونوهیستوشیمی و میکروسکوپ الکترونی استفاده شد.یافته‌ها: بررسی تصاویر ایمونوهیستوشیمی، حضور سلول‌های بنیادی را چهار هفته بعد از پیوند در محل ضایعه نشان داد. همچنین، نتایج میکروسکوپ الکترونی، نشانگر افزایش بیشتر سنتز میلین در گروه پیوند سلولی نسبت به سایر گروه‌ها بود.نتیجه‌گیری: پیوند سلول‌های بنیادی مشتق از بافت چربی انسان، ممکن است روشی مناسب برای سلول درمانی در بیماری‌های نورودژنراتیو مانند بیماری MS باشد.