تأثیر کوآنزیم Q10 بر سردردهای میگرنی: یک کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده با دارونمای دو سو کور
نویسندگان
1 دانشجوی پزشکی، دانشکدهی پزشکی و کمیتهی تحقیقات دانشجویی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
2 استاد، گروه اپیدمیولوژی و آمار زیستی، دانشکدهی بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
3 دانشیار، گروه داخلی اعصاب، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
4 استادیار، گروه داخلی اعصاب، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
5 دانشجوی پزشکی، دانشکدهی پزشکی و کمیتهی تحقیقات دانشجویی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
doi
چکیده
مقدمه: میگرن یک سندرم نوروواسکولار مزمن، شایع و ناتوان کننده میباشد که هنوز مکانیسم قطعی آن شناخته نشده است. از جمله تئوریهایی که برای این بیماری مطرح شده است، میتوان به نقص عملکرد میتوکندریایی سلولهای مغزی و افزایش استرسهای اکسیداتیو اشاره نمود. بنابراین، استفاده از ترکیباتی مانند کوآنزیم Q10 که در غشای میتوکندری و زنجیرهی انتقال الکترون نقش دارد و خواص آنتیاکسیدانی آن اثبات شده است، میتواند در بهبود وضعیت میگرن مؤثر باشد. مطالعات بالینی اولیه در این زمینه محدود است. مطالعهی حاضر با هدف بررسی مقایسهی اثر کوآنزیم Q10 و دارونما در پیشگیری از سردردهای میگرنی انجام شد.روشها: این کارآزمایی بالینی تصادفی شدهی دو سو کور به صورت کنترل شده با گروه دارونمای موازی در سال 1393، در شهر اصفهان انجام گرفت. پس از اخذ رضایتنامهی کتبی و جمعآوری اطلاعات دموگرافیک، 27 نفر به مدت دو ماه کوآنزیم Q10 و 27 نفر دارونما با شکل، رنگ، دوز و دستور مصرفی شبیه به گروه مورد دریافت کردند. اختصاصات کمی و کیفی سردردهای میگرنی از قبیل شدت، مدت و فرکانس حملات سردرد در شروع و پایان مطالعه ارزیابی و بین دو گروه مقایسه شد. دادهها با استفاده از آزمونهای t، کوواریانس و Mann-Whitney تجزیه و تحلیل گردید.یافتهها: در پایان مطالعه، میانگین شدت، فرکانس و مدت زمان حملات سردرد در گروه مصرف کنندهی کوآنزیم Q10 و دارونما اختلاف معنیداری را نشان نداد. همچنین، اختلاف هر یک از متغیرهای شدت، فرکانس و مدت زمان سردرد در شروع و پایان مطالعه بین دو گروه تفاوت معنیداری نداشت (050/0 < P).نتیجهگیری: با وجود عملکرد پیشنهادی در مقیاس مولکولی برای مصرف کوآنزیم Q10 در بهبود وضعیت میگرن و برخی مطالعات بالینی اولیهی حمایت کننده، درجهی شواهد و قطعیت آن در دستهی ضعیف طبقهبندی میشود. کارآزمایی بالینی حاضر، قادر به اثبات چنین اثری نبود. مطالعات تکمیلی به صورت کارآزماییهای بالینی با حجم نمونهی بیشتر، دورههای درمان و پیگیری طولانیتر و دوز داروی بیشتر تا رسیدن به سطح شواهد مکفی پیشنهاد میگردد.