بررسی اثربخشی کلاس درس معکوس بر حضور آموزشی، حضور اجتماعی و حضور شناختی فراگیران دورههای برخط
نویسندگان
1 گروه آموزش ابتدایی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22061/tej.2023.9413.2844چکیده
پیشینه و اهداف: با افزایش بهکارگیری فناوریهای اطلاعاتی در حوزه آموزشی، اکنون خلق محیطهای یادگیری انعطافپذیر بدون موانع زمانی و مکانی در بستر اینترنت فراهم است. این محیطها فراگیران را قادر میسازد تا به مواد یادگیری مختلف دستیافته، ایدههایشان را به اشتراک بگذارند و با سایر مشارکتکنندگان برخط بحث کنند. باوجود افزایش چشمگیر دورههای مبتنی بر وب و فراگیرانی که در این دورهها ثبتنام میکنند، نشانههای زیادی مبنی بر اینکه دورههای فوق در برآوردهسازی نیازهای فراگیران ناموفق بوده و فراگیران تجارب ناخوشایندی را از چنین دورههایی به یاد دارند، به چشم میخورد. یکی از روشهای نسبتاً جدید در آموزش پارادایم آموزش معکوس یا همان کلاس درس معکوس است. ایده زیربنایی کلاس درس معکوس این است که آموزش اطلاعات و مفاهیم در زمان خارج از کلاس درس اتفاق میافتد و در مقابل از کلاس درس برای تعامل و تحول مفهومی بهرهگیری میشود. از سویی مطابق با چارچوب اجتماع کاوشگر، تجارب یادگیری از طریق تعامل حضور شناختی، حضور اجتماعی و حضور آموزشی شکل مییابند. گریسون و همکاران(2001) ادعا میکنند که ماهیت مشترک حضور شناختی، اجتماعی و آموزشی منجر به خلق یک اجتماع کاوشگر میشود که تجربه یادگیری همیارانه و اشتراکی غنی را برای فراگیران ایجاد میکند. لذا این مطالعه باهدف بررسی تأثیر استفاده بهکارگیری کلاس درس معکوس بر حضور ادراکشده آموزشی، اجتماعی و شناختی فراگیران دورههای آموزش برخط انجام شد.روشها: این پژوهش ازنظر روش تحقیق شبه آزمایشی با استفاده از طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروههای کنترل و آزمایش بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بود که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس 58 دانشجو در قالب دو کلاس انتخاب و به شیوه تصادفی یک کلاس به گروه آزمایش(30 دانشجو) و کلاس دیگر به گروه کنترل(28 دانشجو) اختصاص پیدا کرد. ابزارهای تحقیق شامل روبریک برای سنجش عناصر حضور(حضور اجتماعی: شاخصهای ابداعی توسط رورکه و همکاران(1999)، حضور آموزشی: شاخصهای ابداعی توسط آندرسون و همکاران(2001) و حضور شناختی: شاخصهای ابداعی توسط پارک(2009)) و نیز ابزار پیمایش چارچوب اجتماع کاوشگر آربا و همکاران(2008) بود. آزمونهای خیدو و تحلیل کوواریانس چند متغیره برای تحلیل دادههای پژوهش استفاده شد.یافتهها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به لحاظ انواع مختلف سازه حضور(حضور آموزشی، حضور اجتماعی و حضور شناختی)، پیشرفت بهتری را در پسآزمون نشان دادند (p<0.05). همچنین نتایج آزمون خیدو نشان داد که فراوانی واحدهای معنایی تولیدشده در انواع مختلف سازه حضور(حضور شناختی، اجتماعی و آموزشی) در گروه آزمایش بیشتر از گروه کنترل است (p>0.05)نتیجهگیری: نتایج این تحقیق بیانگر پتانسیل پداگوژی کلاس درس معکوس در راستای رشد فراگیران در 3 سازه کلیدی چارچوب اجتماع کاوشگر یعنی حضور شناختی، اجتماعی و آموزشی بود. همچنین یافتههای این تحقیق میتواند منجر به بهبود کیفیت آموزشهای ارائهشده در دورههای مبتنی بر وب شده و برای مجریان حوزه آموزش مبتنی بر وب که بهطور مستقیم و یا غیرمستقیم درگیر فرآیندهای طراحی و اجرا دورههای آموزش مبتنی بر وب هستند، مؤثر واقع شود.