ارزیابی عوامل مرتبط با تأخیر در تشخیص بیماران مبتلا به سل ریوی اسمیر مثبت
نویسندگان
1 گروه آمار زیستی و اپیدمیولوژی، دانشکدهی بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان، ایران
2 گروه آمار زیستی و اپیدمیولوژی، دانشکدهی بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان، ایران
3 معاونت امور بهداشتی، دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان، ایران
4 استادیار، مرکز تحقیقات علوم بهداشتی و گروه آمار زیستی و اپیدمیولوژی، دانشکدهی بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان، ایران
5 اپیدمیولوژیست، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان، رفسنجان و دانشجوی دکتری، گروه اپیدمیولوژی و آمار زیستی، دانشکدهی بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
6 پژوهشگر، مرکز تحقیقات جراحیهای کم تهاجمی، دانشگاه علوم پزشکی ایران و دانشجوی دکتری، گروه اپیدمیولوژی و آمار زیستی، دانشکدهی بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
doi
چکیده
مقدمه: حدود یک سوم جمعیت جهان به میکروب سل آلوده و در خطر ابتلا به بیماری سل قرار دارند. سل ریوی بیش از 80 درصد موارد سل را تشکیل میدهد و در بالغین اغلب همراه با اسمیر خلط مثبت است. یکی از دلایل مرگ و میر و ناتوانی مرتبط با سل، تأخیر در تشخیص قطعی میباشد. تأخیر در تشخیص هم میتواند تأخیر در مراجعهی بیمار باشد و هم میتواند مرتبط با سیستم بهداشتی- درمانی باشد. از این رو، هدف مطالعهی حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر تأخیر در تشخیص بیماران مبتلا به سل ریوی اسمیر مثبت بود.روشها: در این مطالعهی مقطعی، بیماران مبتلا به سل ریوی اسمیر مثبت در استان همدان طی سالهای 90-1385 وارد مطالعه شدند. دادههای مربوط به مشخصات جمعیت شناختی بیماران، از نرمافزار مخصوص ثبت بیماران مسلول استخراج گردید. از آزمون 2χ و مدل رگرسیون لجستیک برای بررسی اثر همزمان متغیرها بر سطح باسیل بیماران در زمان تشخیص استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار Stata، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافتهها: از مجموع 440 بیمار مبتلا به سل ریوی اسمیر مثبت، 51 درصد (221 بیمار) مرد و 49 درصد (219 بیمار) زن بودند. محل سکونت 57 درصد (251 بیمار) شهر بود و سایرین، ساکن روستا بودند. رابطهی درجهی اسمیر خلط در زمان تشخیص با متغیرهای منطقهی سکونت، گروه سنی و جنس همگی از نظر آماری معنیدار بود. تأخیر در تشخیص در مردان، حدود 82/1 برابر زنان بود و در افراد مناطق روستایی 67 درصد بیشتر از ساکنین مناطق شهری بود که هر دو از نظر آماری معنیدار بودند.نتیجهگیری: عوامل فردی نقش مهمی در تأخیر در تشخیص بیماران بازی میکند. با توجه به این که مردها نسبت به زنان دیرتر تشخیص داده میشوند، اجرای برنامههای بیماریابی فعال در محیطهای کاری توصیه میگردد. حساسسازی پزشکان بخش خصوصی در شناسایی زودرس بیماران در مناطق شهری نیز مؤثر است.