بررسی چگونگی شکل‌گیری هویت فردی در آثار مارگریت یورسونار

نویسندگان
doi
10.22059/jor.2014.52057
چکیده

آثار مارگریت یورسونار با بازآفرینی طرحی فلسفی از هویت انسان، خواننده را طی روندی تکاملی با خودشناسی در مفهومی کلی آشنا می‌کند. اساس این طرح، به ویژه با خلق شخصیت‌های رمانی نویسنده مصداق می‌یابد، تا خودشناسی با بیانی برای هویت فرد تلفیق شود، هویت انسان در بستر تأثیراتی برگرفته از اسطوره و مضامین تاریخی بررسی می‌شود. تعریفی که انسان‌ها از ماهیت و رابطة خود با محیط‌شان دارند، در اسطوره‌ها متجلی است؛ از این منظر چگونگی تبیین اسطوره در ادبیات و از سویی دیدگاه‌های تاریخی نویسنده به مثابه الگویی در خودشناسی مطرح می‌شود. در این مقاله سعی خواهد شد تا با رویکردی تحلیلی، مسیر مارگریت یورسونار را در ترسیم هویت فردی و درک خودشناسی، با بهره‌گیری از پندار انکار نفس نیچه، از خلال طرح شخصیت‌های رمانی این نویسنده بررسی شود تا از این طریق روابط ممکن میان آفرینش هنر با هنرمند، پیوندی برقرار شود تا شکل‌گیری هویت فردی نویسنده و به طور کلی هر موجود بشری، بازتابی از آن باشد.