نقد روان‌شناختی دیگر سیاوشی نمانده بر مبنای نظریه کارن هورنای

doi
10.22059/jor.2013.52039
چکیده

پژوهش حاضر می‌کوشد مجموعة داستانی دیگر سیاوشی نمانده، نوشتة اصغر الهی، داستان‌نویس و روان‌شناس ایرانی را بر مبنای نظریة روان‌شناختی کارن هورنای بکاود. شخصیت‌ها در این مجموعه، دچار موقعیت‌هایی بغرنج‌اند که به شدت از ترس، تحقیر و ایستایی رنج می‌برند. الهی در پرداخت شخصیت‌های داستانی خود، حالات روحی آنان هم‌چون ترس، روان‌پریشی و حقارت را با شگردهایی نو به تصویر می‌کشد. این افراد روان‌پریش و ازهم‌گسیخته، برای درمان حقارت‌های خود به سه حالت دفاعی مطرح در نظریة هورنای ( مهرطلبی ، برتری‌طلبی و انزواطلبی) روی می‌آورند. شخصیت‌های در این مجموعه به دور از واقعیت و پناه گرفته در سرزمین وهم، با واگویة روانی زندگی می‌کنند و از زمان می‌گریزند. آن‌ها شکست در برابر واقعیت را با واقعی پنداری وهم، جبران می‌کنند. از میان آن‌ها نرگسو شخصیت اصلی داستان دیگر سیاوشی نمانده ، شخصیتی مهرطلب دارد، کاظمی شخصیت داستانی «آخرین پادشاه»، دارای گونه‌ای برتری‌‌طلب و سرداری شخصیت «داستان‌های سرداری» شخصیتی انزواطلب دارد.