حضور گذشته در حال در «گیاهی در قرنطینه»

doi
10.22059/jor.2013.50913
چکیده

بیژن نجدی به عنوان داستان‌نویس معاصر کمتر شناخته شده است، بااین‌حال داستان‌های او همواره از عمقی قابل ملاحظه برخوردار بوده و شایستة بررسی است. داستان «گیاهی در قرنطینه» در لابه‌لای عبارات شاعرانه با ایجاد موقعیتی استثنایی، بستری مناسب برای مطالعة رابطة بین گذشته و حال فراهم می‌آورد. فهم ساختار و چرایی چنین رابطه‌ای، موضوع اصلی این مقاله را تشکیل می‌دهد. در این مقاله با استفاده از نظریات هگل، فوکو و هاچین پیرامون رویکرد تاریخی و بهره‌گیری از روش تحلیل گرینبلت و مونتروز، حوادث و شخصیت‌های داستان، ابتدا در بافت تاریخی و فرهنگی جامعه‌ای که نجدی در آن می‌زیست قرار می‌گیرند و سپس نقش فعال تاریخ در بافت داستان تحلیل می‌شود. نتیجة این تحلیل نشان می‌دهد که آنچه موجب ایجاد اختلال در زندگی شخصیت اصلی «گیاهی در قرنطینه» می‌شود، حضور فعال گذشتة ناخوشایند نسل وی است. چنین خوانشی، تاریخ را عاملی فعال در زمان حال معرفی و تداوم آن را گریزناپذیر ترسیم می‌کند.