بررسی لزوم برگردان دوباره دیوان حافظ به زبان آلمانی

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی ایران

doi
10.22059/jor.2012.50884
چکیده

شاید بتوان حافظ را شناخته‌ترین ‌سرایندة ایرانی در فرهنگ آلمانی دانست. با بودن برگردان‌های گوناگون و بسیار از دیوان او به زبان آلمانی، از جمله ترجمه‌های روکرت (کرینبورگ 1929)، پورگشتال، روزنتسوایگ، ول‌لبن و دیگران، هنوز این پرسش بجاست که آیا برگردان دوبارة آن بایسته است. تنگناهای آیینی و و واهمه از فرمانروایی خونریز، هنرمند را در چنبرة خود گرفتار کرده بود و او را پروانة بالندگی در ‌موسیقی و هنرهای تجسمی یا نمایشی نمی‌داد، از این رو هنرمند هرچه ‌را داشت در قالب کلام می‌ریخت؛ این‌همه رازآلودگی در شعر حافظ از این روی است. شعر حافظ هزارتویی را می‌ماند که درآمدن از آن را «تعبیة هزار شعبده» می‌باید. آشنایی با زبان گرچه مهمترین پایه برای ترجمة هر متنی است، اما بسنده برای برپا کردن بنای ترجمه نیست. جستار پیش‌ رو در پی آن است که از سویی با سنجش برگردان‌هایی از دیوان او راهی برای ترجمة شعر حافظ بیابد، ترجمه‌ای که هم عناصر شعری و زیبایی‌شناختی را به ‌دیده بگیرد و هم گفتة شاعر را تا آنجا که شدنی ‌است بی‌کم‌وکاست فراروی خوانندة آلمانی بگذارد و از دیگرسو انگیزة دوم از پیش‌کشیدن این گفتار، نشان‌ دادن لزوم برگردان دوبارة دیوان است.