طراحی و اعتباریابی الگوی توسعۀ عاملیت معلمان دورۀ ابتدایی
نویسندگان
1
2
3
4
doi
10.48310/reek.2026.4987چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی توسعۀ عاملیت معلمان دورۀ ابتدایی در شهر اردبیل انجام شد. روش: تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا، آمیخته از نوع اکتشافی متوالی (کیفی-کمّی) بود. روش پژوهش در بخش کیفی، روش دادهبنیاد و در بخش کمّی، توصیفی از نوع همبستگی بود. مشارکتکنندگان بخش کیفی پژوهش شامل اساتید حوزۀ علوم تربیتی و مدیران کارآمد مدارس ابتدایی شهر اردبیل در سال 1404 بودند که 14 نفر از آنان از طریق نمونهگیری نظری و تا رسیدن به اشباع نظری دادهها انتخاب شدند. جامعۀ آماری در بخش کمی نیز کلیۀ معلمان دورۀ ابتدایی شهر اردبیل در سال تحصیلی 1405-1404 به تعداد 2600 نفر بودند که تعداد 335 نفر از آنها با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای بهعنوان نمونه آزمودنیهای بخش کمّی انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی مصاحبۀ نیمهساختاریافته بود. دادههای کیفی با استفاده از روش کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کمّی پژوهش حاضر نیز پرسشنامۀ محققساخته بر مبنای یافتههای بخش کیفی بود. برای تحلیل دادههای کمّی، با توجه به غیرنرمال بودن توزیع دادهها، از مدلیابی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) استفاده، و از نرمافزار SmartPLS بهره گرفته شد. یافتهها: یافتههای بخش کیفی نشان داد الگوی توسعۀ عاملیت معلمان دورۀ ابتدایی شهر اردبیل در قالب مقولات عاملیت فردی معلم، سرمایۀ اجتماعی، رهبری آموزشی، توانمندسازی دانشی-مهارتی، تقویت سازمانی کنشگری حرفهای، فرهنگ سازمانی مدرسه، زیرساخت آموزشی و تعالی آموزشی-سازمانی مدرسه دستهبندی میشود. نتایج تحلیل دادههای کمّی نیز برازش مطلوب مدل بهدستآمده از بخش کیفی را نشان داد. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر میتواند بهعنوان مبنایی برای تدوین برنامهها و راهبردهای توسعۀ عاملیت معلمان دورۀ ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد. روش: این مطالعه با رویکرد آمیخته و مبتنی بر روش کیفی استقرائی در سه مرحله اجرا گردید: مرور نظاممند متون، اجرای دلفی فازی با مشارکت 18 خبره و تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی بر دادههای حاصل از 385 آموزگار ابتدایی منتخب از سراسر کشور با روش نمونهگیری تصادفی ساده. یافتهها: در نهایت 21 مهارت در قالب چهار مهارت کلی (آشنایی با ارزشیابیتوصیفی، استفاده از ابزارهای ارزشیابی، مهارت تحلیل و ارائه، و ادراک ریاضی) شناسایی شد. پرسشنامۀ طراحیشده از شاخصهای روایی و پایایی مطلوب برخوردار بود (CVR>0.51 – CVI>0.79 – آلفای کرونباخ> 0.80 – CFI=0.89). نتیجهگیری: ابزار استاندارد تدوینشده میتواند برای سنجش مهارتهای معلمی در ارزشیابی توصیفی ریاضی مورد استفاده قرار گیرد و زمینۀ بهرهبرداری از آن در اهداف مدیریتی، آموزشی و پژوهشی فراهم است.