رسانه‌های نوین و نقش فرهنگی معلمان در مواجهه با آن‌ها

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی

2 دانشگاه آزاد اسلامی

3 دانشگاه علوم پزشکی تبریز

doi
10.48310/reek.2026.5103
چکیده

زمینه و هدف: مسئلۀ اصلی این پژوهش، بحران مرجعیت فرهنگی معلمان زن در مدارس دخترانه در عصر رسانه‌های نوین است. مرور پیشینه نشان می‌دهد پژوهش‌های پیشین عمدتاً بر ابعاد فناورانه متمرکز بوده و به تحلیل جامعه‌شناختی دگرگونی نقش معلمان با تأکید بر تجربۀ زیستۀ آنان نپرداخته‌اند. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری ون‌مانن (1990) انجام شد. مشارکت‌کنندگان ۱۲ معلم زن مقطع متوسطۀ دوم در بروجرد بودند که با نمونه‌گیری هدفمند و حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبۀ عمیق پدیدارشناختی (۱۸ ساعت و ۲۷ دقیقه) گردآوری و در چهار مرحله تحلیل شدند. روایی و پایایی یافته‌ها با استفاده از معیارهای لینکلن و گوبا (بازبینی همتا، تأیید مشارکت‌کنندگان و توصیف غنی از زمینۀ پژوهش) تأمین شد. یافته‌ها: از ۲۴۰ کد اولیه، ۷ تم اصلی استخراج گردید. دو تم کلیدی عبارتند از: «گسست از چارچوب‌های فرهنگی تثبیت‌شده» که بیانگر درک ناگهانی معلمان از غیرانحصاری بودن مرجعیت فرهنگی خویش است، و «بازگشت به حضور جسمانی» که نشان‌دهندۀ روی‌آوری معلمان به لمس، نگاه چشم‌به‌چشم و مراسم‌های کوچک جسمانی به‌عنوان پادزهر ارتباطات سرد دیجیتال است. بازآفرینی ساختار وجودی تجربه در چهار بعد ون‌مانن (زیست‌بدن، زیست‌رابطه، زیست‌زمان، زیست‌مکان) نشان داد نقش فرهنگی معلم از «مالک مطلق معنا» به «میزبان مرز» بازتعریف می‌شود. نتیجه‌گیری: این بازتعریف مصداق «تاب‌آوری فرهنگی» است؛ توانایی حفظ و توسعۀ هویت حرفه‌ای و فرهنگی در مواجهه با تغییرات، بدون مقاومت خشک یا تسلیم‌شدگی منفعلانه. پیامد عملی پژوهش برای نظام آموزشی، لزوم تغییر کانون برنامه‌های تربیت‌معلم از مهارت‌های فنی صرف به توانمندسازی معلمان برای «ترجمۀ فرهنگی» و «ایجاد فضای امن» است.