نقش واسطهای سبکهای دلبستگی در رابطۀ بین احساس انسجام روانی با سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مدرسه
نویسندگان
1
2 دانشگاه آزاد اسلامی
3 دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
doi
10.48310/reek.2024.16621.1331چکیده
پ پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای سبکهای دلبستگی، در رابطۀ بین احساس انسجام روانی با سازگاری اجتماعی و میزان کیفیت زندگی مدرسه دانشآموزان دوره دوم ابتدایی انجام شده است. روشها: روش تحقیق این پژوهش، توصیفی- همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1402 بود که تعداد ۴۰۱ نفر با روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامههای «دلبستگی در کودکی میانه» رونقی و همکاران (1392)، «احساس انسجام» آنتونوسکی (1987)، «مهارتها و سازگاری اجتماعی» ماتسون و همکارانش (1983) و «کیفیت زندگی در مدرسه» اندرسون و بورک (2000) پاسخ دادند و از طریق مدل معادلات ساختاری، به بررسی فرضیات پژوهش و تجزیه و تحلیل دادهها، پرداختهشد. یافتهها: نتایج نشان داد که با افزایش احساس انسجام روانی، سبک دلبستگی ایمن دانشآموزان، افزایش مییابد و موانع سازگاری اجتماعی کاهش پیدا میکند. در صورت عدم احساس انسجام روانی و افزایش سبک دلبستگی اضطرابی و اجتنابی، از کیفیت زندگی مدرسه آنان کاسته میشود. همچنین سبکهای دلبستگی در رابطۀ بین انسجام روانی با سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مدرسه نقش واسطهای معناداری ایفا میکنند. نتیجهگیری: بدین ترتیب میتوان نتیجه گرفت که توجه به سبک دلبستگی کودکان و افزایش سازگاری و حس انسجام و بالابودن کیفیت زندگی مدرسهای، از اهمیت بالایی برخوردار است.