کاربرد نظریه "اسناد" برای شناخت گندمکاران پرتولید و کم تولید
نویسندگان
1
2
3
doi
10.30490/aead.2002.132297چکیده
یکی از نظریه های مربوط به ایجاد انگیزش و استمرار آن برای کار، نظریه اسناد است. در این نظریه توجیهات فرد در موارد موفقیت و شکست مطرح می شود و افراد، نتایج کار خود را عمدتاً به چهار عامل اصلی توانایی تلاش سختی کار و شانس نسبت می دهند. برای این چهار عامل اسنادی سه خصوصیت در نظر گرفته شده است که عبارتند از: درونی یا بیرونی بودن، با ثبات یا بی ثبات بودن و کنترل پذیر یا کنترل ناپذیر بودن هدف این پژوهش مشخص کردن این موضوع است که گندمکاران موفقیت و ناموفق بودن خود را در تولید گندم به چه چیز یا چه کسی نسبت می دهند. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق پیمایشی و کاربرد روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده دو مرحله ای انجام گرفته است برای این منظور با ۱۳۰ گندمکار از روستاهای شهرستان بهبهان مصاحبه حضوری انجام گرفته و پرسشنامه مربوط تکمیل شده است. نتایج پژوهش حاکی از این است که بین میزان تولید گندم با استاد به تلاش و استاد به توانایی همبستگی مثبت و معنیدار وجود دارد و برعکس با استاد به سختی کار و استاد به شانس رابطه منفی و معنیدار برقرار است. یعنی تولید کنندگان موفق فعالیتهای خود را به تلاش و تواناییهای خود نسبت میدهند. به عبارتی هر چه تولید کشاورزان بالاتر می رود. آن ها موفقیت خود را بیشتر به تلاش و توانایی های خود وابسته می.دانند علاوه بر این میزان تولید گندم با استاد به عوامل درونی رابطه مثبت و معنیدار دارد لزوم اجرای برنامه های آموزشی برای تغییر سبک استاد گندمکارانی که عملکرد خود را به عوامل بیرونی نسبت می دهند جهت افزایش اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری و همچنین فعال تر شدن آنان از پیشنهادهای این پژوهش است.